اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٣٥ - مصطفى فرمود دنيا ساعتى است
گذرِ عمر
امام سجّاد (ع)، در اين قسمت از نيايش، به گذر عمر آدمى اشاره مىكند: يَتَخَطّي الَيْهِ بِايّامِ عُمُرِهِ، ويَرْهَقُهُ بِاعْوامِ دَهْرِهِ، حَتَّى اذا بَلَغَ اقْصى أَثَرِهِ، وَ اْستَوْعَبَ حِسابَ عُمُرِهِ. و دوران زندگى او را به «راه رفتن»، و روزهايى را كه در پيش دارد، به «گامهايى كه به سوى مرگ برمىدارد» تشبيه كرده است، كه با گذشت هر روزش گامى به سوى اجل خويش برمىدارد، و با گذر از سالهاى زندگىاش به آن نزديك مىشود، تا اينكه به نهايت رسد و پيمانه عمرش پُر گردد. اين يك واقعيت در گذر عمر فرزندان آدم است كه در هر لحظه و هر حركت، شتابناك به سمت «اجَل»، اگر چه براى ما غفلتزدگان كه در جلوههاى زندگى فرو رفتهايم، درك و فهم آن، بسى مشكل است:
|
هر نفس نو مىشود دنيا و ما |
بىخبر از نو شدن اندر بقا |
|
|
عمر، همچون جوى، نو نو مىرسد |
مُستمِرّى مىنمايد در جسد |
|
|
آن ز تيزى مُستَمِر شكل آمدهست |
چو شرر، كِش تيز جنبانى به دست |
|
|
شاخِ آتش را بجنبانى به ساز |
در نظر آتش نمايد بس دراز |
|
|
اين درازى مدّت، از تيزىّ صنع |
مىنمايد سرعتانگيزىّ صُنع |
|
|
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتى است |
مصطفى فرمود: دنيا ساعتى است.[١] |
|
امام على (ع) به فرزند بزرگوار خود امام حسن (ع) فرمود:
وَاعلَمْ يا بُنَىَّ! انَّ مَنْ كانَتْ مَطِيَّتُهُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ فَانَّهُ يُسارُ بِهِ وَ انْ كانَ وَاقِفاً، وَ يَقْطَعُ الْمَسافَةَ وَ انْ كانَ مُقيماً وَادِعاً.[٢] و بدان اى پسرك من! هر كس كه مَركب سوارى او شب و روز باشد، به وسيله آن سير مىكند، هر چند در حال توقّف باشد، و راه مىپيمايد، هر چند ايستاده و در آرامش باشد.
در اين تعبير، امام (ع) به يك نكته مهم اشاره فرمود: و آن اين است كه آدمى در تمام مدّت عمرش در حال سفر به جانب آخرت است؛ امّا اين سفر با مركبهاى سوارىِ محسوس و در راههاى محسوس نيست، بلكه مَركب اين سفر، شب و روز است.
[١] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ١١٤٤- ١١٤٩.
[٢] - نهج البلاغة، نامه ٣١