اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٢ - ديباچهاى بر دعا
مىزده يا پيشانى به خاك مىسُوده است، يا دستِ تضرّع به سوى آسمان بر مىداشت و با آن واژههايى كه در دامن ربوبيّت و الوهيّت از همان كودكى آموخته بود، چگونه با خداى مهرگستر و مهربان سخن مىگفت؟
چه مىدانيم. شايد همه اينها را يكجا انجام مىداده است. هر چه بود، عبادت بود و نيايش؛ نيايشى بىپرده، در خلوتِ يار بود. مگر نيايش براى او، جز روى آوردن به خدا و انكارِ ذات خويش و بريدن از «ما سِوى» و رضا و تسليم در برابر معبود، مفهوم ديگرى هم داشت؟ پس از بعثت، فرشته خدا، آداب وضو و نماز را بدان شكل كه در شريعت آمده است، به او آموخت و از آن پس، با همين شرايط و اركان و با حضورى بىنظير به نماز مىايستاد و بخش مهمّى از شبها را در نماز و نيايشِ به سر مىبرد؛ چرا كه او را بدين بيدارى، يعنى بيدارى شب و خلوت با معشوق و گفتگوى با او فراخوانده بودند:
يا ايُّها الْمُزَّمِّلُ، قُمِ الَّيلَ الّا قَلِيلًا، نِصْفَهُ اوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلًا، اوْزِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرآنَ تَرْتيلًا، انَّا سَنُلْقى عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا، انَّ ناشِئَةَ الَّيْلِ هِىَ اشَدُّ وَطْاءً وَ اقْوَمُ قِيلًا، انَّ لَكَ فىِ النِّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا، وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِكَّ وَ تَبَتَّلْ الَيْهِ تَبْتِيلًا.[١] اى جامه به خود پيچيده! شب را [به نماز] برخيز، مگر اندكى. نيمى از آن را، يا اندكى از نيمه را بكاه تا به ثلث رسد؛ يا بر آن بيفزاى[٢] تا به دو ثلث رسد، و قرآن را شمرده و آرام، واضح و با درنگ، بخوان. ما بر تو سخنى سنگين و دشوار يا گرانمايه خواهيم افكند. همانا ساعتهاى شب [يا قيام به عبادت در شب] استوارتر و پابرجاتر و به گفتار درستتر است از عبادت روز؛ زيرا تو را در روز، آمد و شد (كار و شغل) دراز و بسيار است.
پس شب را ويژه عبادت و خلوت و مناجات كن. و نام پروردگارت را ياد
[١] - مزمّل، آيه ١- ٨
[٢] - گروهى از مفسّران بر آناند كه قيام نماز شب، در آغاز اسلام واجب بود و مسلمانان ميان اندازههاى سهگانه مخيّر بودند. طبق آيه بيستم همين سوره، مستحب شد و امروز نيز چنين است و در آيهاى ديگر به نافله بودن آن تصريح شده است:« وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى انْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً. و پارهاى از شب را به آن( خواندن قرآن در نماز) بيدار باش، كه اين براى تو افزون[ از نمازهاى واجب] است. باشد كه پروردگارت تو را در جايگاهى ستوده بدارد»( اسراء، آيه ٧٩)