اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٠٠ - آفرينش آغازين
كه: حقيقت اين است كه مرز توحيد و شرك، در رابطه خدا و انسان و جهان، «از اويى» و «به سوى اويى» است. مرز توحيد و شرك در توحيد نظرى، «از اويى» است (إِنا للَّه). هر حقيقتى و هر موجودى، مادام كه او را در ذات و صفات و افعال، با خصلت و هويّت «از اويى» بشناسيم، او را درست و مطابق با واقع و با ديدِ توحيد شناختهايم، خواه آن شىء داراى يك اثر يا چند اثر باشد يا نباشد، و خواه آنكه آن آثار، جنبه مافوق طبيعى داشته باشد يا نداشته باشد؛ زيرا تنها خداى ماوراء الطبيعه خداى آسمان، خداى ملكوت و جبروت نيست. خداى همه جهان است. او به طبيعت، همان اندازه نزديك است و معيّت و قيّوميّت دارد كه به ماوراء الطبيعه، و جنبه ماوراء الطبيعهاى داشتن يك موجود، به او جنبه خدايى نمىدهد.
قبلًا گفتيم كه جهان از نظر جهانبينى اسلامى، ماهيّت «از اويى» دارد. قرآن كريم در آيات متعدّدى عمليات اعجازآميز از قبيل: مرده زنده كردن، و كور مادرزاد شفا دادن را به برخى از پيامبران نسبت مىدهد؛ امّا همراه آن نسبتها كلمه «بِاذْنِهِ» را اضافه مىكند. اين كلمه نمايشگر ماهيّت «از اويى» اين كارهاست كه كسى نپندارد انبيا از خود، استقلالى دارند. پس مرز توحيد نظرى و شرك نظرى «از اويى» است. اعتقاد به وجود موجودى كه موجوديّتش «از او» نباشد، شرك است. اعتقاد به تأثير موجودى كه مؤثّريتش از او نباشد، باز هم شرك است؛ خواه اثر، اثر مافوق طبيعى باشد (مثل خلقت همه آسمانها و زمينها) و يا يك اثر كوچك بى اهمّيت باشد، مثل زير و رو شدن يك برگ. مرز توحيد و شرك در توحيد عملى، «به سوى اويى» است: «انَّا الَيْهِ راجِعُونَ».[١]
در آيينه كتاب الهى، كه سخن امام (ع) تفسير و تبيين از آيات آن است، قوانين طبيعت، قوانين مستقلى نيست كه هر يك به راه خود رود، آنچنان كه گويى جهان، استقلال وجودى خاصّ خويش را دارد؛ بلكه اين قانونها بازتاب قدرت و حكمت الهى و نيز نتيجه مشيّت اوست:
أَوَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِم مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمواتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمّىً وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ. أَوَ لَمْ يَسِيرُوا
[١] - مجموعه آثار، ج ٢، ص ٢٣٤