اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٧٨ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
|
هيچ دانايى كمال او نديد |
هيچ بينايى جمال او نديد |
|
|
در كمالش آفرينش، ره نيافت |
دانش از پى رفت و بينش، ره نيافت |
|
|
قِسم خلقان زان كمال و زان جمال |
هست، اگر برهم نهى مشتى خيال. |
|
(عطار)
به راستى، بشرى كه از توصيف و تعريف آفريدهاى از آفريدههاى خدا خويشتن را در تنگنا مىبيند، چگونه مىتواند آفريدگار هستى را آنچنان كه هست، دريابد و چنانكه بايسته است، بشناسد و توصيفش كند؟! على (ع)، هنگامى كه شگفتىهاى آفرينش طاووس را بر مىشمارد، مىفرمايد:
فَكَيْفَ تَصِلُ الى صِفَةِ هذا عَمائِقُ الْفِطَنِ، اوْ تَبْلُغُهُ قَرائِحُ الْعُقُولِ، اوْ تَسْتَنْظِمُ وَ صْفَهُ اقْوالُ الْواصِفينَ؟ وَ اقَلُّ أَجْزائِهِ قَدْ اعْجَزَ الْاوهامَ انْ تُدْرِكَهُ، وَ الْالْسِنَةَ ان تَصِفَهُ؟! فَسُبْحانَ الّذى بَهَرَ الْعُقُولَ عَنْ وَصْفِ خَلْقٍ جَلّاهُ لِلْعُيُونِ فادْرَكَتْهُ مَحْدوُداً مُكَوَّناً وَ مُؤلَّفاً مُلوَّناً؛ وَ اعْجَزَ الْالْسُنَ عَنْ تَلْخيصِ صِفَتِهِ وَ قَعَدَ بِها عَنْ تَأدِيَةِ نَعْتِه.[١] چگونه ژرفاى انديشهها، و ذوق و دركِ خردها مىتواند به راز آفرينش اين مخلوق، دست يابد و سخنپردازان، چگونه مىتوانند اوصاف آن را به رشته نظم در آورند، و حال آنكه كوچكترين اجزاى آن، انديشهها را از درك چگونگى خود، زبون، و زبانها را از توصيف آن، ناتوان ساخته است؟ پس، منزّه است خداوندى كه خِردها را از وصف آفريدهاى كه در پيش ديده آنها جلوهگر است، حيران گردانيده است، با اينكه آن را محدود، مركّب و رنگين مىيابند و زبانها را از بيان فشردهاى از حال آن، ناتوان، و از اداى وصف آن، درمانده ساخته است.
محدوديت معرفت آدمى در ساحت شناخت خداوند نكته مهمّى كه در پايان اين بحث، درخور تأمّل است، اينكه انواع معرفت انسانى يا مستند به تجربه است يا مستند به عقل، و مىدانيم كه نه تجربه و نه عقل، هيچ كدام، به طور مستقيم
[١] - نهج البلاغة، خطبه ١٦٤