اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٧٣ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
كُلِّ شَىْءٍ وَ انْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَىْءٍ.[١]
اين است معناى ديدنِ خدا، و لقاى او بدين معناست، نه ديدن به چشم سَر، و ملاقات با جسم، كه جز با رويارويى حسّى و جسمانى و قرار داشتن در زمان و مكان، انجام نمىگيرد.[٢]
چكيده سخن اينكه تأمّل در اين قبيل آيات و تعارض آنها با يكديگر و سستى برهانهاى طرفداران رؤيت، مسئله رؤيت خدا با چشم سَر را در نگاه عارفانه، به شهود و دريافت حق با چشم دل (دل صافى) تبديل كرده است و به تعبير شاعرانه و عارفانه حافظ، عاشق خداوند، سرانجام، رُخ معشوق را به گاهِ تسليم جان عاريتى خويش، خواهد ديد:
|
اين جانِ عاريت كه به حافظ سپرد دوست |
روزى رُخش ببينم و تسليم وى كنم. |
|
البته اين شهود و دريافت، كه از آن به رؤيت و لقا و ديدار تعبير شده است، تنها براى بندگان صالح است. آنها در روز رستاخيز، خدا را با چشمِ دل، ديدار مىكنند، همچنان كه فرمود: «آن روز، چهرههايى تازه و خرّم است كه پروردگار خويش را چشم مىدارند».
كسانى هستند كه پروردگار خويش را در همين دنيا شهود كردهاند: از اين رو، اگر پردهها بر افتد، به هيچ روى، بر باور و يقين آنان افزوده نخواهد شد؛ همانان كه فروغ ربّانى، فرا راه سلوكشان مىدرخشد و جلوه حق را در همه چيز كه سرِ راهشان قرار گرفته است، مىبينند.
ذعلب يمانى، از على (ع) پرسيد: اى امير مؤمنان! آيا پروردگارت را ديدهاى؟ امام (ع) فرمود: «آيا چيزى را كه نبينم، مىپرستم؟». گفت: چگونه او را مىبينى؟ آن حضرت فرمود:
لا تُدْرِكُهُ الْعُيُونُ بِمُشاهَدَةِ الْعِيانِ، وَ لكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الْايمانِ.[٣] چشمها او را آشكارا نمىبيند؛ ليكن دلها به وسيله حقايق ايمان، او را در مىيابند.
[١] - مفاتيح الجنان، دعاى عرفه
[٢] - الميزان، ج ٨، ص ٢٤٢
[٣] - شرح نهج البلاغة، ابن ميثم بحرانى، ج ٣، ص ٣٧٣( خطبه ١٧٨)