اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٧١ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
ديدن مىناميم، عملى است طبيعى و نيازمند به مادّه جسمانى هم در مورد نگاه و ديد، و هم در عضو بينايى آدمى، حال آنكه به روشنى از اسلوب تعليمى و آموزههاى دينى ما بر مىآيد كه هيچ موجودى، با خداى سبحان شباهت ندارد: «تَنَّزَهَ عَنْ مُجانَسَةِ مَخْلُوقاتِهِ».[١]
بنا بر اين، درنگاهِ ژرفبينانه قرآن كريم و ديگر منابع دينى، خداى سبحان، جسمانى نيست و هيچ مكان و زمان و جهتى او را در خود نمىگنجاند و به هيچ روى، هيچ صورت و شكلى مانند و مشابه او، يافت نمىشود.
آموزه اسلامى خداوند، بيشتر و برتر از هر چيزى بر وحدانيّت خداوند تكيه دارد؛ وحدانيّتى كه او را از تشابه و همسانى به هر موجودى برتر قرار داده است:
قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ، اللَّهُ الّصَمَدُ، لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً احَدُ.[٢] بگو:
حق اين است كه خدا، يكتا و يگانه است. خدا، تنها بى نيازى است كه نياز بدو برند، نزاده و زاده نشده است و هيچ كس، مر او را همتا و همانندى نبوده و نباشد.
روشن است كه چنين موجودى با چشم سَر قابلِ رؤيت نيست و هيچ صورت ذهنىاى با او منطبق نمىگردد، نه در دنيا و نه در آخرت. از اين رو، بايد گفت:
درخواست حضرت موسى (ع) نيز بيرون از قلمرو نگاه با چشم سَر بوده است؛ چرا كه چنين درخواستى، به دور از مقام و جايگاهِ بلند شخصى چون اوست كه از پيامبرانِ اولوالعزم است، همچنان كه در پاسخ خداوند نيز ديدن با چشم سر، با قاطعيت و براى ابَد، نفى و رّد شده است «لَنْ ترانى».
اكنون اين پرسش مطرح است كه مقصود از رؤيت كه در اين آيه و آيات ديگر و همچنين در كلام امام على بن حسين (ع) مطرح شده، چيست؟
در ميان، دانستههاى ما معلوماتى است كه بر آنها اطلاق رؤيت مىشود؛ مانند دانستههايى كه به علم حضورى براى ما معلوماند. براى مثال مىگوييم: «من خود را مىبينم كه منم و مىبينم كه نسبت به چيزى يا شخصى ارادت قلبى و ميل باطنى دارم و نسبت به
[١] - مفاتيح الجنان، دعاى صباح
[٢] - اخلاص، آيه ١- ٤.