اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٦٣ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
برخوردارند. به گفته فيلسوف بزرگ سبزوار: «فَوْقَ مالايتناهى بِما لا يتناهى عِدَّةً وَ مُدَّةً وَ شِدَّةً».[١]
و به تعبير امام صادق (ع): اللَّهُ اكْبَرُ مِن انْ يُوصَفْ.[٢] خداوند، بزرگتر از آن است كه به وصف در آيد. از اين رو بايد گفت: مفهوم «اوّل» و «آخِر» در سخن امام (ع) و همچنين در قرآن كريم، معناى عرفى آن نيست؛ بلكه به معناى احاطه و فراگيرى مطلق آن ذات مقدّس بر همه موجودات، و تقدّمِ او بر همه مقدّمها و بقاى لايزالىاش پس از همه موجوداتِ متأخِّر و پسين، و لاحقِ به زنجيره هستى است.
مرحوم علّامه طباطبائى مىگويد: «از آنجا كه خداى تعالى بر هر چيزى كه فرض شود قادر و تواناست، به طور قطع، بر هر چيز از هر سو احاطه نيز دارد. بنا بر اين، هر چيزى را كه اوّل بدانيم، خداى تعالى پيش از آن بوده. از اين رو، خداوند نسبت به همه ماسواى خود، اوّل خواهد بود، نه آنكه ما اول مىپنداشتيم. همچنين، هر چيزى را كه آخِر فرض كنيم، خداوند تعالى، پس از آن هم خواهد بود؛ چرا كه قدرتش بر آن چيز، احاطه دارد. بنا بر اين، «آخِر» خداست، نه آن فرض شده ما، و بدين سان است، ظاهر و باطن و نهان بودن او ... پس خداى تعالى اوّل و آخِر و آشكار و نهان است، على الاطلاق: «هُوَ الْاوَّلُ وَالْاخِرُ و الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ». و جز او، هر چه هست، اوّليّت و آخريّت و ... آنها نسبى است، و روشن است كه اين وصفها در خداوند، زمانى و مكانى نيست؛ بدين معنا كه در ظرف زمان و مكان، اوّل و آخِر باشد؛ چرا كه لازم مىآيد خداوند، پيش از زمان نباشد و از زمانى و مكانى بودن، منزّه نباشد، حال آنكه ذات مقدّسش مبرّا و منزّه از زمان و مكان است؛ چرا كه آفريدگارِ زمان و مكان است و به هرچه هستى است، احاطه دارد، بلكه مقصود از «اوّليّت» و «آخريّت» و همچنين «نهان» و «آشكار» بودن خداوند، همان فراگيرى اوست به همه موجودات، هر گونه كه آنها را بينگاريم و به هر صورت كه آنها را تصوّر كنيم.
بنا بر آنچه گفته شد، اين نامهاى چهارگانه (اوّل، آخِر، ظاهر، باطن) از شاخههاى چهارگانه نام «محيط» اند و محيط نيز از شاخههاى قدرت مطلقه خداوند است؛ زيرا
[١] - منظومه حكمت، ص ٨٤
[٢] - الكافى، ج ١، ص ١١٧