اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٥٩ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
انَّ اللَّهَ- سُبْحانَهُ وَ تَعالى- خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنيّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِيَتهِمْ لِانَّهُ لاتَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصاهُ، وَ لاتَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ اطاعَهُ.[١] خداوند سبحان، آفريدگان را بيافريد، در حالى كه از طاعت آنها بىنياز و از نافرمانى آنان ايمن بود؛ زيرا گناهِ گناهكار، زيانى به خدا نمىرساند و طاعتگزارى فرمانبردار، سودى عايد او نمىگردانَد.
|
من نكردم امر تا سودى كنم |
بلكه تا بربندگان جودى كنم |
|
|
ما بَرى از پاك و ناپاكى همه |
از گرانجانى و چالاكى همه |
|
|
من نگردم پاك از تسبيحشان |
پاك هم ايشان شوند و درُ فشان.[٢] |
|
بالندگى انسان در پرتو ستايش خداوند
انسان، در نگاه دينى، كارگزار يا «خليفه» خداوند بر روى زمين است: «انِّي جاعِلٌ فِى الْارضِ خَليفَةً».[٣] من در زمين، جانشينى قرار خواهم داد.
و انسان، «عبد» او نيز هست. اين دو وجه، با هم، سرشت و طبيعت بنيادى انسان را مىسازد. انسان درمقام بندگى خداوند، بايد مطيع خواست و مشيّت او باشد. بايد بى چند و چون، يكسره بر مشيّت و اراده خداوند، گردن بنهد و براى زندگى خويش و نحوه تحقّق بخشيدن به خواست و مشيّت او، در نظم مخلوق، از او هدايت بپذيرد. امّا در مقام كارگزارى يا «خلافتِ» خداوند در زمين، بايد فعّال باشد و دقيقاً بدين دليل كه نماينده و كارگزار خداوند در اين جهان است، بايد كرامت خويش را پاس بدارد؛ چرا كه او را به زيور كرامت، آراسته است:
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنى آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُم عَلى كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا.[٤] و هر آينه؛ فرزندان آدم را گرامى
[١] - شرح نهج البلاغة، ابن ميثم بحرانى، ج ٣، ص ٤٠٩، خطبه ١٨٤
[٢] - مثنوى، دفتر دوم، بيت ١٧٥٥- ١٧٥٧.
[٣] - بقره، آيه ٣٠
[٤] - اسراء، آيه ٧٠