اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٥٢ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
شوكت خويش قرار داده است.
و از سوى ديگر، واپسين دعاى صالحان در بهشت است:
انَّ الذّينَ آمنوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْديِهمْ رَبُّهُمْ بِايمانِهِمْ تَجرى مِنْ تَحْتِهِمُ الْانهارُ فى جَنّاتِ النَّعيم. دَعْواهُمْ فيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ انِ الْحَمدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ.[١] كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند، پروردگارشان، آنان را به سبب ايمانشان راه مىنمايد؛ زير [كوشكهاى] ايشان در بهشتهاى پُر نعمت جويها روان است. دعايشان در آنجا اين است كه: بار خدايا! پاكى تو راست؛ و دوردشان درآنجا «سلام» است؛ و واپسين دعايشان اين است كه: «سپاس و ستايش، خداى راست، پروردگار جهانيان».
معناى حمد
برخى از مترجمان، حمد را به معناى ستايش گرفتهاند و برخى به معناى سپاس؛ ليكن با مراجعه به كتب لغت و تفسير و روايات، معلوم مىشود كه حمد، هر دو معنا را در بر دارد و در ميانِ مردم نيز همين گونه متداول است و از اين رو، بهتر است كه، آنها را با هم آورد. لذا ما نيز همه جا آن را به «سپاس و ستايش» ترجمه مىكنيم. در مفردات راغب آمده است:
الْحَمدُللَّهِ تَعالى: الثَّناءُ عَلَيهِ بِالْفَضيلَةِ، وَ هُوَ اخَصُّ مِنَ الْمَدحِ وَ اعَّمُ مِنَ الشُّكْر.[٢] حمد خداى تعالى، ستايش اوست به فضيلت، و آن، اخصّ از مدح و اعَمِّ از شُكر است.
در لسانالعرب آمده است: فَحَمدُاللَّهِ: الثَّناءُ عَلَيْهِ وَ يَكُونُ شُكْراً لِنِعْمَتِهِ الّتى شَمِلَتِ الْكُلَّ وَ الْحَمْدُ اعَمُّ مِنَ الشُّكرِ.[٣] پس حمد خدا، ثناى اوست، و نيز شكر همه نعمتهاى اوست، و حمد، اعمّ از شكر است.
مؤلّف مجمعالبيان گويد: الْحمدُ وَ الْمَدْحُ وَ الشُّكْرُ مُتَقارِبةُ الْمَعنى ... وَ الْحَمْدُ قَدْ يَكُونُ مِنْ غَيرِ نِعْمَةٍ وَ الشُّكْرُ يَخْتَصُّ بِالنِّعْمَةِ الّا انَّ الْحَمْدَ يُوضَعُ مَوضِعَ الشُّكْرِ وَ يُقالُ: الْحمدُ للَّهِ
[١] - يونس، آيه ٩- ١٠
[٢] - مفردات، ص ٢٥٦
[٣] - لسان العرب، ج ٣، ص ١٥٥