اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - التحميد لله تعالى
مقتضاى رحمت و بندهنوازىاش با ما كريمانه مدارا كرد و از سرِ مهر و شفقت، بردبارانه، بازگشت ما از بيراهه را به انتظار نشست.
٩. و سپاس و ستايش، خدايى راست كه ما را به [حقيقت و گوهرِ] توبه و بازگشت [از گناه]، رَه نمود؛ توبهاى كه جز در پرتو فضل و احسانش آن را در نيافتهايم. از اين رو، اگر از بزرگوارى او، جز همان [نعمت] توبه را به شمار نياوريم، عطاى او نزد ما نيكو، و بخششاش در باره ما بزرگ، و مهرورزىاش خوش و زيباست. شيوه و آيين او در توبه پيشينيان چنين نبوده است [كه در ميان ما روا و جارى است]، و او [در پرتو رحمت خود]، آنچه را كه فراتر از تاب و توانمان بود- بارهاى گران تكاليف سخت و دشوار- از دوشمان فرو نهاد، و جز بر آنچه آسان و هموار است، وا نداشت. بدين روى، راه هر گونه دليل و عذرآورى را به روىمان بست. پس نگون بخت و تباه شده از ما، خود كسى است كه [در خلافِ رضا و خشنودى خدا] تباه و نيك بخت و كامرواى از ما كسى است كه [سر به فرمان او نهد و] روىِ دل به سوى او گردانَد.
١٠. و سپاس و ستايش، خدايى را به هر آنچه كه او را مقرّبترينِ فرشتگان و گرامىترينِ آفريدگان و شايستهترينِ ستايندگان، ستايش كردهاند؛ ستودنى از همه ستايشها برتر، چونان برترى پروردگار بر آفريدگانش. پس، سپاس و ستايش از آن اوست، در برابر هر يك از نعمتهاى او بر ما و گذشتگان و آيندگانِ از بندگانش، به شمارِ هر چيزى كه در قلمروِ دانايى اوست، و در ازاى هر يك از آنها، چندين برابر، همواره و جاويدان و بىزوال تا روزِ رستاخيز؛ سپاس و ستايشى نامتناهى، بىحدّ و بىشمار و پايانناپذير تا ابديت؛ سپاس و ستايشى كه مايه پيوند ما به طاعتِ او، و چشمپوشى و گذشت او از ما، و سبب خشنودى و وسيله آمرزش او و راهى به سوى بهشت او، و پناهى از عذاب او، و امانى از خشم او، و ياورى براى بندگى او، و سدّى در برابر نافرمانى او، و ياور و مددكارى بر اداى حق و به انجام رساندن وظيفه بندگى او باشد؛ آن گونه سپاس و ستايش، كه بدان، در حلقه نيكبختان و دوستان خدا در آييم و در پرتو آن، در سلك شهيدان قرار گيريم؛ آنان كه با شمشيرهاى دشمنان خدا كشته شدند. به راستى كه اوست، آن كارساز ستوده شده.