اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٥ - التحميد لله تعالى
دوستِ خود نيايد و كس يارىشان نكند»؛ سپاس و ستايشى كه از سوى ما بركشيده تا برترين مقام، در كتابى نوشته شده كه در معرض نگاهِ مقرّبان است. سپاس و ستايشى كه روشنىبخش ديدههاى ماست، در آن هنگام كه چشمها [از شدّت هراس] به گردش در آيند، و چهرههاى ما در پرتو آن، سپيد گردد، آن هنگام كه چهرههايى [از نكبت و تيرگى گناه] سياهاند؛ سپاس و ستايشى كه در پرتوَش از آتش دردناك خداوند، بِرَهيم و در جوار كرامت او بيارميم؛ سپاس و ستايشى كه دوش بر دوشِ فرشتگان مقرّب نهيم و با آنان به رقابت برخيزيم، و در جايگاه ابدى و سرمدى (بهشت) و در سراى باقى، كريمانه، در محفِل پيامبرانِ فرستاده شده او درآييم.
٦. و سپاس و ستايش، خدايى راست كه براى ما زيبايىهاى آفرينش را برگزيد (ما را زيبا و نيكو بيافريد)، و روزىِ خوش و پاكيزه را بر ما روان ساخت، و چيرگى ما بر همه آفريدگانش را مايه برترى ما قرار داد. از اين رو، جهانيان در پرتو قدرتش، ما را فرمانبُردارند و به عزّت و صلابتش اطاعتِ ما را ناچار (و در سايهسار چيرگى و ارجمندى و بزرگوارىاش به طاعتگزارى از ما ناچار).
٧. و سپاس و ستايش، خدايى را كه درِ نياز و حاجتخواهى را جز به سوى خود نگشود.
پس [با اين همه لطف و مهر،] چگونه توانايى سپاس و ستايش او را داريم؟ يا آنكه كى و كجا حقّ شكرش را به جاى آريم؟ نه، هرگز! كجا؟!
٨. و سپاس و ستايش، پروردگارى را كه در وجود ما ابزارِ قبض و بسطِ (رگ و پى و اندامها) و مايههاى اندوه و گشايش و غم و شادى را در آميخت و جانهاى حيات را در ما دميد و از نشاط و آسايش زندگى، برخوردارمان كرد، و اندامها و نيروها را [براى كار كردن] در پيكر ما بر پا داشت. و با روزىهاى پاك و پاكيزه و خوش، ما را پروريد، و از فضل و احسانش بىنيازمان كرد، و از خوان نعمت بىدريغش سرمايه بخشيد (خرسند و خشنودمان كرد). سپس به پيروى از خويش فرمان داد تا اطاعت ما را از خويش بيازمايد، و از آنچه نبايد، ما را باز داشت تا در شكرگزارى، ما را مَحَك زند؛ ولى ما از راه فرمانش روى گردانيديم و بر [مركبهاى] نافرمانىاش برنشستيم. با اين حال، به تنبيه و كيفرِ ما شتاب نكرد و در انتقام گرفتن از ما تعجيل ننمود؛ بلكه به