اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٤ - التحميد لله تعالى
هنگام، پروردگارش او را براى دريافت پاداشِ سرشار خود، فراخوانَد، يا به كيفرِ فراگير و ترسناكش بسپارد، تا [به آيين و رسم عدالت،] آنان را كه بدى كردند، بدانچه كردند، كيفر دهد و نيكوكاران را به پاداش نيكو پاداش دهد؛ [چرا كه] مُنزّه است نامهاى او، و پىدرپى و ناگسستنى است نعمتهايش. او را از آنچه مىكند، نپرسند، و [لى] آنان را [از كارهاشان] بپرسند.
٤. و سپاس و ستايش، پروردگارى راست كه اگر معرفت ثنايش و آيين سپاسگزارىاش را از بندگانش دريغ كرده بود و به آنان، رسم سپاس و ستايش نمىآموخت تا در برابر انبوهِ نعمتهاى وزين و ارجمندش و نيكىها و دِهِشهاى پىدرپىاش او را بستايند، در نعمتهايش تصرّف مىكردند و از ثناى او لب فرو مىبستند، و در روزىهايش دست مىبردند و [منزلت] او را پاس نمىداشتند؛ و اگر چنين مىبودند [كه لب به ستايش نگشايند و نعمتها را پاس ندارند]، از قلمرو انسانيت بيرون رفته، به مرز حيوانيت مىرسيدند؛ بلكه در مرتبهاى فروتر از آن، گام مىنهادند و چنان مىبودند كه در كتاب حكيم خود، به توصيف آنان پرداخته است: «ناسپاسان، جز مانند چارپايان نيستند؛ بلكه گمراهترند».[١]
٥. و سپاس و ستايش، پروردگارى را كه خود، خويشتن را به ما شناسانده، و نعمت بزرگِ شكر و سپاسگزارىاش را به ما الهام كرده است، و درهاى معرفتِ ربوبيّت و پروردگارىاش را به روى ما گشوده است، و ما را به اخلاص در توحيد و يگانه انگاشتنش راه نموده است، و از الحاد و بدكيشى و كَژ روى و ترديد در امرش، دور داشته است؛ ستايشى چنان درخور و بايسته، كه در پرتو آن، در زمره ستايندگان و شاكرانش در آييم، و در مسابقه به سوى رضا و خشنودى و عفوش، گوى سبقت را از مشتاقان بِرُباييم. سپاس و ستايشى كه از فروغ روشنى آن، تاريكستانِ برزخ (گور) ما روشن گردد، و راهِ به سوى رستاخيز را هموار سازد، و جايگاه ما را در پيشگاهِ گواهان و ناظرانِ عمل (فرشتگان، پيامبران و امامان)، شامخ و سربلند گردانَد، در آن روزى كه هر كس، به موجب كارى كه كرده، پاداش بيند؛ و بر آنان ستم نرود، روزى كه هيچ دوستى به كار
[١] - فرقان، آيه ٤٤