اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٤٣ - التحميد لله تعالى
١٠. وَ الْحَمْدُ للَّهِ بِكُلِّ ما حَمِدَهُ بِه ادنى مَلائِكَتِه الَيْهِ وَ اكْرَمُ خَليقَتِه عَلَيْهِ وَ ارْضى حامِديهِ لَدَيْهِ. حَمْداً يَفْضُلُ سائِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبِّنا عَلى جَميعِ خَلْقِه. ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ مَكانَ كُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنا وَ عَلى جَميعِ عِبادِهِ الْماضينَ وَ الْباقينَ عَدَدَ ما احاطَ بِه عِلْمُهُ مِنْ جَمِيعِ الْاشياءِ، وَ مَكانَ كُلِّ واحِدَةٍ مِنها عَدَدُها اضْعاًفاً مُضاعَفَةً ابَداً سَرْمَداً الى يَوْمِ الْقِيمَةِ. حَمْداً لا مُنْتَهى لِحَدِّه، وَ لا حِسابَ لِعَدَدِه، وَ لا مَبْلَغَ لِغايَتِه، وَ لَاانْقِطاعَ لِامَدِه. حَمْداً تَكُونَ وُصْلَةً الى طاعَتِة وَ عَفْوِه، وَ سَبَباً الى رِضْوانِهِ، وَ ذَريعَةً الى مَغْفِرَتِه، وَ طَريقاً الى جَنَّتِه، وَ خَفيراً مِنْ نِقْمَتِه، وَ امْناً مِنْ غَضَبِه، وَ ظَهيراً عَلى طاعِته، وَ حاجِزَاً عَنْ مَعْصِيَتِه، وَ عَوْناً عَلى تأدِيَةِ حَقِّه وَ وَظائِفِه. حَمْداً نَسْعَدُ بِه فِى السُّعَداءِ مِنْ اوْلِيائِه، وَ نَصيرُ بِه فى نَظْمِ الشُّهَداءِ بِسُيُوفِ اعْدائِه، انَّهُ وَلِىٌّ حَميدٌ.
روش امام على بن حسين (ع) در مقام نيايش، چنين بود كه با ستايش و ثناى خداوند- عزّوجلّ- آغاز مىنمود. آن گاه، بر آوردنِ نيازش را طلب مىكرد و مىگفت:
١. سپاس و ستايش، خداى راست كه در «اوّليت»، بىآغاز و در «آخِريّت»، بىانجام است (ازلى و ابدى است)؛ خدايى كه ديدههاى بينندگان، از ديدارِ [جمالِ] او فرومانده، و انديشه ستايندگان، در وصف [كمالِ] او عاجز و ناتوان است.
٢. جهانيان را به قدرت بىمانندش آفريده، و موجودات را بر وفق مرادِ خويش، جامه هستى پوشانده است، بدون الگو و نمونهاى كه از آن، اقتباس كرده باشد. سپس آنان را به پيمودن راهى كه خود مىخواست، وا داشت و در راهِ رسيدن به محبّت خويش، برانگيخت؛ در حالى كه آفريدهها از جايگاه ويژه و مرتبه خويش، قدم فراتر ننهادهاند و قدرت تجاوز از مرز معيّن هستى خود را ندارند. به هر زنده جانى، به فراخورِ نياز زندگى، از روزىِ قسمت شده خويش، توشهاى بر نهاد، [به گونهاى كه] بر هر كس، فراخى و فزونى بخشيده است، كاهندهاى را ياراى كاستن از آن، و از هر كس كه كاسته، افزايندهاى را قدرت افزودن بر آن نيست.
٣. آن گاه براى هر يك از آفريدگان در اين دنيا، روزگارى معيّن و پايانى محدود، قرار داده است كه با گذشتِ هر روزش، گامى به سوى آن برمىدارد، و باگذر از سالهاى زندگىاش به آن نزديك مىشود، تا اينكه به نهايت رسد و پيمانه عمرش پُر گردد. در اين