یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠ - سخنرانی دکتر بهزاد در انجمن دوستداران سخن در مجله سخن شماره آذر ١٣٣٨
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٣٩
١١. ظاهر این است که در نظریه داروین موضوع موروثی بودن صفات اکتسابی دخالت ندارد، بلکه موروثی بودن صفات فردی و اختصاصی دخالت دارد. بنابراین نظریه جدید ژنتیک از این نظر ضربهای بر لامارک هست و بر داروین نیست.
١٢. اینها در نظریه جهش میگویند که: «جهش هیچ گونه ارتباطی با محیط نشان نمیدهد.» آیا لازمه نظریه علیت غائیه ما این است که حتماً باید وابستگی با محیط داشته باشد یا نه؟ البته نه. ما راجع به اصل احتیاج مدعی هستیم که احتیاجاتی که محیط تولید میکند یک احتیاجات عَرَضی است و نظیر آلات و ابزار است که وجودشان استتباعی و استجراری است. یک احتیاج فلسفی داریم و آن این است که بر فرض اینکه احتیاجات عرضی و احتیاجات محیط همیشه یکنواخت باشد باز روی اصل حرکت جوهری فوران و جوششی در داخل موجود زنده هست که او را به سوی کمال وجود و اشتداد وجودی و تجرد و تجمع و کمال میکشاند. آن کمال، کمال واقعی و مطلق است نه کمال نسبی. مثلًا شاخ برای کرگدن و شاخک برای مورچه کمال نسبی است ولی حس و شعور و ادراک، کمال مطلق است نه نسبی. کمال مطلق از اصل احتیاج مطلق که رمز بزرگ عالم است و از شوق هیولا به صورت و سرّ عشق سرچشمه میگیرد و ربطی به این احتیاجات عرضی ندارد. احتیاجات عرضی و تطبیق کردن موجود زنده خود را بر این احتیاجات و خلق اعضا و ابزار، همه به تبع نیروی حرکت به سوی کمالی است که در مجموع عالم هست و البته در مجموع عالم نمیتوان احتیاجات ناشی از محیط را که این اندازه محدود و کوچک است و نسبی است فرض نمود. از اینجا میتوان نظریه قرآن را که تمام موجودات را متحرک به سوی کمال مطلق میداند فهمید که چقدر عظیم و بزرگ و نامحدود است و تنها قرآن است که میتواند اینطور نظر بدهد، نه این بیچارهها که در هر قدم، محسوس است که میافتند و برمیخیزند و عاجزانه و حیران و مردد، افتان و خیزان به حرکت خود ادامه میدهند.