یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٤ - خلاصه بحث ٤ مهر ٥٤ در جلسه پزشکان درباره قرآن و منطق دیالکتیک
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٦٣
تاریخ به قول داروین نوعی تبدیل به نوعی دیگر میشود، و بعد از نظریه موتاسیون معلوم شد که تبدلْ دفعی است ولی مقدماتْ تدریجی است.
تاریخ را به هر یک از دو نحو بالا که تفسیر کنیم معنیاش این است که هر لحظه صورت نوعی تاریخ عوض نمیشود، بلکه در طول زمان [عوض میشود] خواه انتقال تدریجی باشد یا دفعی.
١٦. اما مراحل تاریخ یا تبدل انواع در تاریخ؛ در اینجا وحدت نظر وجود ندارد که چند شکل اساسی و نوعی و منوّع پیدا کرده است، و این البته یک تفسیر فلسفی است که همانطور که یک نسل از نوعی به نوع دیگر متحول میشود، تاریخ نیز چنین است.
اینجا یک سؤال اساسی این است که ملاک تنویع چیست؟ آیا ابزار است (عصر حجر، عصر آهن، عصر اتم) و یا تکامل ابزار تولید است؟ این است چیزی که تاریخ را عوض میکند. البته این مطلب بسته به این است که برای جامعه حقیقت و وحدتی قائل باشیم.
اما دورهها از نظر مارکسیسم: اشتراک اولیه و تشبیه آن به خانواده و توضیح اینکه یک حدسی است و بعید هم نیست (اینجا باید در اطراف آیه کان الناس امة واحدة بحث شود)؛ دوره دوم اختصاص و پیدایش مالکیت است که بعضی از افراد بشر بعضی از منابع تولید را به خود اختصاص میدهند که نام برده داری، فئودالیسم و غیره به آن میدهند؛ دوره دیگر سرمایه داری؛ دوره چهارم سوسیالیسم.
اشکال توجیه انتقال از جامعه اشتراکی اولیه به جامعه کشاورزی بنا بر اصل تضاد
١٧. اشکال این است که دوره اولیه بنا بر اصول دیالکتیک چگونه به دوره دوم منتقل شد، در صورتی که تضادی در کار نبوده است. دیالکتیک ریشه تضادها را مالکیت و منافع اختصاصی میداند، پس با نبودن تضاد (البته تضاد طبقاتی) چگونه انتقال پیدا شد؟
ممکن است گفته شود که معنی تضاد این است که شیء ضد خود را بالقوه دارد و در درون خود پرورش میدهد؛ دوره اشتراک اولیه در