یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٣ - خلاصه بحث ٤ مهر ٥٤ در جلسه پزشکان درباره قرآن و منطق دیالکتیک
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٦٢
میشود؟)
١٠. اصل تأثیر متقابل بعدها طرح شد.
١١. هگل مانند اکثر فلاسفه دیگر متوجه این مطلب بود ولی نه به صورت یک اصل برای دیالکتیک.
١٢. اصل تأثیر متقابلِ همه اشیاء و مقایسهاش با اصل ضرورت بالقیاس
١٣. اصل تأثیر متقابل به مفهوم جدید نمیتواند یک اصل فلسفی عام برای همه موجودات غیرمتناهی باشد که خود به خود مستلزم زمان غیرمتناهی است. علی ای حال به این صورت برای ما قابل قبول نیست.
١٤. بعد از هگل، اصول دیالکتیک را چهار تا دانستهاند، مثل آنچه ژرژ پولیتسر در اصول مقدماتی فلسفه و استالین در ماتریالیسم دیالکتیک [ذکر کردهاند] به این ترتیب: حرکت، تضاد، تأثیر متقابل، اصل تبدل کمیت به کیفیت. ولی ارانی فقط دو اصل را بیان کرده است:
حرکت و تضاد. علیهذا همهشان اصل سوم هگل را که فوق العاده مهم است، از صورت اصل مستقل خارج کردهاند، از فروع اصل تضاد دانستهاند.
اصل چهارم یعنی اصل تبدل کمیت به کیفیت، نتیجه تحولات علمی جدید است و از این اصل در مورد جامعه، اصل انقلاب را استفاده کردهاند.
١٥. اینها بود اصول دیالکتیک در طبیعت. اما میخواهند همین اصول را در مورد انسان و جامعه هم پیاده کنند، و البته پیاده شدن این منطق در جامعه و انسان- که عوامل زیادی در زندگی انسان و جامعه دخالت دارد- کار سادهای نیست و با مشکلاتی مواجه میشود.
اما اصل اول: عدم ثبات. البته تاریخ هم یک جریان لایقفی است ولی یک توضیح لازم است که معنی این که تاریخ در جریانِ مداوم است این نیست که دائماً تغییر نوعیت میدهد، همانطور که تبدل انواع این نیست که هر لحظه صورت میگیرد، بلکه تدریجاً در طول