یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٧ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٨٦
ص ٢:
امپریالیسم استعماری با تکیه بر بازار جهانی، اکسیدانتالیسم با تکیه بر فرهنگ جهانی و مارکسیسم بر اساس تکیه بر طبقه جهانی، «رسالت» میسیونهای مذهبی کلیسا را در استقرار یک حکومت جهانی بر محور قدرت پاپ، در اشکال دیگر و از راههای گوناگون و حتی متضاد تکمیل کردند.
ص ١٤:
عوامل تنوع و اختلاف
طبیعت، نوعیت انسان را میسازد و تاریخ، ملیت او را. بنابراین میتوان گفت که آنچه از طبیعت انسان سرمی زند و به نوعیت او بستگی دارد تمدن است و آنچه در تاریخ شکل میگیرد و به ملیت ارتباط مییابد فرهنگ ... در واقعیت میبینیم که از ارسطو تا دکارت و از آتن تا اروپای کنونی، این فرهنگ غربی است که سر سپرده منطق مطلق عقلی و تحلیلی و بینش حسابگرانه است و برعکس، فرهنگ شرقی تکیه گاهش بر اشراق است و گرایشش به سوی الهام و تب و تابش در برابر غیب. مظهر آن فرهنگ حکما هستند و مظاهر این فرهنگ پیامبران، و فرهنگ ایرانی در میانه هند و آتن آمیزهای از ایندو، به گونهای که مولوی صاحب قرآن عجم، معانی اشراقی و عرفانی را به گونهای کاملًا عقلی و فلسفی تحلیل میکند و تعلیم میدهد و استدلال مینماید، گویی بودایی است که به زبان ارسطو سخن میگوید و یا غزالی که احساس پاسکال را با عقل دکارتی بیان میکند. این یک خط اصلی از چهرهای است که شخصیت وجودی ملت ما را در طول تاریخ مجسم مینماید و شاخصه فرهنگی این است.