یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٦ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٨٥
را و روح جمعی آنها را فرهنگ آن ملت میسازد و فرهنگها مختلف الماهیةاند و هر کدام طعم و بو و رنگ و خاصیت مخصوص دارد؛ لهذا ذوقها، پسندها، احساسها، بینشها، موسیقیها، ادبیات، حساسیتهای هر قوم با قوم دیگر مختلف است.
قبلًا در صفحه ٤٧٨ از صفحه ١٠١ المیزان ج ٤ نقل کردیم که قرآن برای هر امتی شعور و فهم خاص قائل است: کذلک زینا لکل امة عملهم (انعام/ ١٠٨). آنگاه این سؤال مطرح میشود که فرهنگ را چه چیز میسازد؟ میگویند فرهنگ را تاریخ خاص یک قوم میسازد، در حقیقت فرهنگ را عمل اجتماعی و عکس العملهای اجتماعی یک قوم میسازد (و این در حقیقت نوعی پراکسیس است، یعنی ساخته شدن روح انسان وسیله عمل انسان است ولی در سطح جامعه). سلسله مقالات «بازگشت به خویش» شریعتی بر همین اساس است که هویت و شخصیت هر قومی فرهنگ ملی آن قوم است و فرهنگ ساخته تاریخ است. هر ملتی که فرهنگ خود را رها کند و تحت تأثیر فرهنگ دیگری قرار گیرد، از خود بیگانه شده و هویت واقعی خود را از دست داده و هویت بدلی و عوضی- که عین خود او نیست، بلکه هویتی دیگر در او حلول کرده- در او پیدا شده است و در حقیقت آن ملت مسخ شده است. وی در آن مقالات میگوید:
تاریخ هر ملتی در همان حال که خود عامل آفریننده و قوام بخش شخصیت وجودی آن ملت است، در عین حال بیش و کم علل منفیای را در بردارد که موجب خدشه دارشدن، ضعیف شدن و یا بیمار شدن آن میگردد ... در تاریخ ما به همان اندازه که عوامل مثبت و آفریننده بسیار است و بسیار هم غنی و نیرومند ... علل و عوامل منفی نیز قوی بوده، تا آنجا که موجب شده است که بسیاری از گروههای انتلکتوئل ما از «خویش» خالی گردند و بسیاری از توده مردم ما «خود» را گم کنند ...