پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١ - پرستش رهبران و علماء
و همچنين مسيح بن مريم عليهم السلام را معبود خود پذيرفتند؛ «وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ»
«در حالى كه دستور داشتند فقط خداوند يكتايى را كه هيچ معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاك و منزّه است از آنچه همتايش قرار مى دهند!»: «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهاً وَاحِداً لَاإِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ».
مسلّماً يهود و نصارا اعتقاد به الوهيّت دانشمندان و راهبان خود نداشتند، و هرگز آنها را پرستش و عبادت به آنگونه كه ما خدا را مىپرستيم نمىكردند، پس چرا قرآن مجيد واژه «رب» و «اله» در مورد آنها به كار برده است؟!
پاسخ آن در روايتى كه از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام نقل شده آمده است، فرمودند: «اما وَ اللَّهِ ما صامُوا (لَهُمْ) وَ لا صَلوُّا وَلكِنَّهُمْ احَلُّوا لَهُمْ حَراماً وَ حَرَّمُوا عَلَيْهِمْ حَلالًا فَاتَّبَعُوهُم وَ عَبَدُوْهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُوْنَ»: «به خدا سوگند آنها براى پيشوايان خود نه روزه گرفتند و نه نماز بجا آوردند، بلكه آنان حرامى را براى آنها حلال، حلالى را حرام كردند، و آنها پيروى نمودند، و بدون توجّه آنان را پرستش نمودند». [١]
اين حديث به طرق متعدّد ديگرى در منابع شيعه و اهل سنت آمده است، از جمله در كتب متعدّدى مىخوانيم: عدى بن حاتم (فرزند حاتم طايى معروف) نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد در حالى كه در گردنش صليبى از طلا بود، فرمود: «اين بت را از خودت بيفكن!» عدى مىگويد: شنيدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله آيه «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ ...» را تلاوت مىكرد، عرض كردم: اى رسول خدا! آنها هرگز
[١]. مجمع البيان، جلد ٥، صفحه ٢٣ و تفسير برهان، جلد ٢، صفحه ١٢٠ و ١٢١.