پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - ٢ گام ديگر در طريق شرك
ارتباط است، راننده چنين قطارى مسلّماً در كار خود آزادى عمل دارد، ولى با اين حال سر نخ در اينجا به دست ديگرى است همان كسى كه نيروى برق سراسرى خط را كنترل مىكند، زيرا هر لحظه اراده كند مىتواند جريان برق را با فشار يك دكمه قطع كند و قطار را در همانجا متوقّف سازد.
پس او مىتواند بگويد حركت قطار به اراده و خواست من است، و راننده قطار نيز مىتواند همين سخن را بگويد، و هر دو درست مىگويند، منتها اين دو فاعل در طول هم قرار دارند: يكى در مرحله اوّل و بالاتر، و ديگرى در مرحله دوم و پايينتر و وابسته، پس فعل به هر دو نسبت داده مىشود ولى با اين حال راننده قطار در برابر كار خود، دقيقاً مسئول است و نه مجبور.
بنابراين، اعتقاد به آزادى اراده انسان، هرگز به معناى شرك در خالقيّت نخواهد بود.
به تعبير روشنتر: همانگونه كه اصل وجود انسان وابسته به خدا است و ايمان به وجود انسان، سبب شرك نمىشود، افعال او نيز چنين است.
اشاعره گويى اصل وجود انسان را مستقل مىشمرند، در حالى كه اين يك نوع شرك است، والّا اگر وجود وابسته مزاحم توحيد نباشد، افعال وابسته انسان نيز مزاحم توحيد نخواهد بود.
عيب ندارد ضمن مثالثى اين بحث روشنتر شود:
انكار اصل علّيّت و سببيّت از سوى اشاعره به گمان اين است كه شرك محسوب مىشود، يعنى اگر سوزندگى را از آتش بدانيم آنها مىگويند شرك است! در حالى كه جاى اين سؤال باقى مىماند كه آيا اعتقاد به وجود اصل آتش،