پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠ - او خالق همه چيز است
به هر حال چنان مفهوم گستردهاى دارد كه موجودات مادّى و مجرد، ذهنى و خارجى، جوهر و عرض، و خلاصه همه چيز را شامل مىگردد، و اين آيه دليل روشنى است بر عموميّت خالقيّت خداوند نسبت به همه چيز.
در اينجا نزاع معروفى است كه به خاطر شمول كلمه «شىء» نسبت به اعمال انسان در ميان گروهى پيدا شده كه طرفداران جبر همچون فخر رازى مىگويند:
اعمال ما نيز در كلمه «شىء» داخل است، پس خداوند خالق آنها نيز مىباشد، و اين آيه را دليل بر جبر مىدانند امّا طرفداران آزادى اراده پاسخ روشن و مستدلى دارند كه در توضيحات خواهد آمد.
جمعى نيز به اين آيه استدلال بر نفى صفات زائد بر ذات كردهاند، در برابر اشاعره كه مىگويند خداوند صفاتى جدا از ذاتش دارد، در حالى كه اگر چنين باشد كلمه «شىء» شامل آنها مىشود و بايد اين صفات مخلوق خدا باشند، و معنا ندارد كه خداوند صفات خودش را مانند علم و قدرت و ... بيافريند، و اصلًا با واجب الوجود بودن او سازگار نيست.
در اينجا بعضى از اشاعره گفتهاند كه مىتوان عموم آيه را تخصيص زد يعنى بگوييم «خَالِقُ كُلِّ شَىْءٍ» شامل صفات خدا نمىشود! در حالى كه تعبير آيه چنان است كه هرگونه استثنايى را نفى مىكند و چنانكه به خواست خدا خواهيم گفت هيچگونه تخصيصى بر آيه وارد نشده است.
دومين آيه محتواى آيه گذشته را بيان مىكند با اين اضافه كه بر وحدانيّت و قهّاريت خدا تأكيد مىكند و مىفرمايد: «بگو: خدا آفريننده همه چيز است؛ و