پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - ١ عالم ذر در روايات اسلامى
عدد واقعى روايات بسيار كاهش مىيابد.
محتواى اين روايات نيز كاملًا با هم متفاوت است:
قسمتى با تفسير دوّم كه مىگويد: اين پيمان يك پيمان فطرى است و بازگشت به آفرينش معرفت در سرشت انسان مىكند، هماهنگ است، مانند روايتى كه عبداللَّه بن سنان از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: «قالَ سَئَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» ما تِلْكَ الْفِطْرَةُ؟ قالَ هِىَ الاسْلامُ، فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِيْنَ احَذَ مِيثاقَهُمْ عَلَى التَّوْحيدِ، قالَ «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» وَفِيهِ الْمُوْمِنُ و الْكافِرُ»: «از امام عليه السلام پرسيدم منظور از فطرت در آيه «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» چيست؟ فرمود: اسلام است كه خداوند سرشت همه را بر آن قرار داده، در آن روزى كه از همه پيمان بر توحيد گرفت، و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟» در حالى كه در آن هم مؤمن وجود داشت و هم كافر». [١]
همانگونه كه ملاحظه مىكنيد در اين حديث رابطه نزديكى ميان آيه فطرت و آيه عالم ذر بيان شده است، همين معنا با عبارت ديگرى از زراره از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه وقتى از تفسير آيه «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ» سؤال كرد، امام عليه السلام در پاسخ فرمود: «ثَبَتَتِ الْمَعْرِفَةُ فِى قُلُوْبِهِمْ وَ نَسُواْ الْمَوْقِفَ، وَ يَذْكُرُوْنَهُ يَوْماً، وَلَوْلا ذلِكَ لَمْ يَدْرِ احَدٌ مَنْ خالِقُهُ وَ مَنْ رازِقُهُ؟»: معرفت در دلهاى آنها قرار گرفت، ولى موقف خويش را در برابر پروردگار فراموش كردند، و روزى به خاطرشان خواهد آمد، و اگر اين نبود- كه معرفت به طور فطرى در قلوب
[١]. تفسير برهان، جلد ٢، صفحه ٤٧، حديث ٧ و نورالثقلين، جلد ٢، صفحه ٩٥، حديث ٣٤٥.