پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٦ - آنجا كه نور توحيد مىتابد!
طريق فطرت تفسير شده، به اختصار از آن مىگذريم، نخستين آيه از كسانى سخن مىگويد كه وقتى سواربر كشتى مىشوند خدا را با اخلاص تمام مىخوانند، و دومين آيه مسأله را در شكل طرح كرده و از افرادى سخن مىگويد كه وقتى در تنگناهاى زندگى قرار مىگيرند و امواج مشكلات آنها را احاطه مىكند خدا را مىخوانند، دست از دامن معبودهاى ساختگى مىكشند، و به سايه لطف او پناه مىبرند، امّا هنگامى كه شهد رحمت را به آنها چشاند گروهى باز راه شرك را پيش مىگيرند.
قابل توجّه در اين دو آيه اوّلًا تكيه بر روى اخلاص و انابه است كه به هنگام وزيدن طوفان حوادث براى غالب مردم پيدا مىشود و نيز تكيه بر بازگشت به شرك است كه براى گروه عظيمى بعد از فرونشستن اين طوفان حاصل مىگردد.
به اين ترتيب قرآن هم مسأله خداشناسى را از مكنونات فطرت انسان مىشمرد، و هم «يگانه پرستى» را، شرك را پديدهاى ناشى از زندگى مرفه و مطالعه سطحى و زودگذر روى عالم اسباب معرّفى مىكند كه وقتى شرائط عادى زندگى به هم خورد، و عدم كارآيى عالم اسباب روشن شود، اميد انسان از آن قطع مىگردد و فطرت يگانه پرستى از پشت ابرهاى تيره و تار محيط و غفلت بيرون آمده، جلوهگرى مىكند.
اين آيات از راه روشنى نداى فطرت را به گوش انسانهاى غفلت زده مىرساند، دست انسان را مىگيرد و به جايى مىبرد كه غوغاى عالم اسباب در آنجا نباشد، و لذات زندگى انسان را غرق در خود نسازد آرى در چنين محيط طبيعى و آرام است كه صداى وجدان به گوش مىرسد كه به روشنى هم درس