پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠ - ٣ دليل بر توحيد صفات
اميرمؤمنان على عليه السلام در نخستين خطبه نهجالبلاغه در تعبير بسيار لطيفى در زمينه توحيد صفات به همين معنا اشاره مىفرمايد:
«وَكمالُ الْاخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ، لِشَهادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أنَّها غَيْرُ الْمَوْصُوفِ، وَ شَهادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ انَّهُ غَيْرُ الصِّفَةِ، فَمَنْ وَصَفَ اللَّهَ سُبْحانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ، وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنّاهُ، وَ مَنْ ثَنّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ»: «و كمال اخلاصش پيراستن او از صفات (زائد بر ذات) است، چه اينكه هر صفتى گواهى مىدهد كه غير از موصوف است، و هر موصوفى شهادت مىدهد كه غير از صفت است، آنكس كه خدا را به اينگونه صفات توصيف كند او را با چيزى قرين دانسته، و آنكس كه او را قرين به چيزى قرار دهد دوگانگى براى او قائل شده، و آنكس كه دوگانگى براى او قائل شود اجزايى براى او تصوّر كرده، و كسى كه اجزايى براى او تصوّر كند وى را حقيقتاً نشناخته است!». [١]
امام عليه السلام در اين عبارت كوتاه و مستدل بعد از نفى صفات (صفاتى همچون صفات ممكنات كه زائد بر ذات است) از خداوند متعال، استدلال روشنى بيان فرموده كه هركس چنين صفاتى براى خدا قائل شود ذات او را تجزيهپذير، يا به تعبير ديگر مركّب دانسته است، و اين نشانه نهايت جهل و عدم معرفت او است.
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١.