پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - اشاره
اشاره
بدون شك، جهانى كه در آن زندگى مىكنيم، مجموعهاى از علّت و معلولها است، و اصل علّيّت يكى از روشنترين قوانين اين جهان است.
و نيز بدون شك، ما و كرهاى كه روى آن زندگى مىكنيم هميشه وجود نداشته، بلكه خود معلول علّت ديگرى است.
آيا اين سلسله علّت و معلول تا بىنهايت به پيش مىرود، و سر از تسلسل در مىآورد؟ يعنى هر علّتى به نوبه خود معلول علّت ديگر خواهد بود و به جايى ختم نمىشود.
اين مطلبى است كه هيچ وجدانى آن را پذيرا نيست، چگونه ممكن است بىنهايت صفر را در كنار هم بچينيم و تبديل به يك عدد شود؟- منظور از صفر موجودى است كه در ذات خود هستى ندارد، و از ناحيه علّت هستى پيدا مىكند- و چگونه ممكن است، بىنهايت فقير و محتاج در كنار هم قرار گيرند و از آن وجودى غنى و بىنياز به بار آيد؟!
بنابراين بايد قبول كنيم كه اين سلسله علّت و معلول، سرانجام به وجودى مىرسد كه علّت است و معلول نيست، يعنى هستى آن از خودش مىجوشد و يا به تعبير دقيقتر عين هستى و وجود بىپايان، و واجبالوجود است.
اين دليل روشنى است بر اثبات وجود خداوند ازلى و ابدى.