پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - ٢ كدام فطرت، فطرت عقل، يا دل؟
بنابراين ما مىدانيم آيه فوق، و آنچه با قرائن مختلف از آيه استفاده مىشود، و همانگونه كه در بالا اشاره كرديم از ميان شش تفسير كه براى آيه ذكر شده تفسير دوم از همه مناسبتر به نظر مىرسد، تفسيرى كه عالم ذر را با مسأله سرشت و فطرت خداشناسى و اسلام هماهنگ مىشمرد، و به اين ترتيب از همان موقعى كه ذرّات نطفه از پشت پدران در رحم مادران قرار مىگيرند نور معرفت و توحيد و آئين خدا به صورت يك استعداد ذاتى در آنها قرار گرفته است.
٢. كدام فطرت، فطرت عقل، يا دل؟
آنچه از تعبيرات دانشمندان در بحث فطرى بدون خداشناسى به دست مىآيد اين است كه آنها دو راه مختلف را پيمودهاند: بعضى فطرات را در اينجا به معناى استدلال روشن عقلى گرفتهاند كه هر انسانى بعد از رسيدن به كمال عقل با مشاهده نظام جهان هستى و گوشههايى از اسرار آفرينش فوراً به اين حقيقت منتقل مىشود كه محال است اين نظام بديع و اسرار شگرف آن، زائيده مبديى فاقد عقل و شعور باشد.
بنابر اين فطرت به معناى عقل فطرى است كه بدون نياز به استاد و معلم با يك استدلال روشن به مقصود مىرسد، همانگونه كه انسان وقتى حكم مىكند كل بزرگتر از جزء است با يك استدلال روشن عقلى به آن رسيده، همچنين اگر مىگويد: دو شىء مساوى با يك شىء هر دو با هم مساويند.
لذا در مباحث منطقى در بحث بديهيات مىبينيم كه علماى منطق آن را به