پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - منطق نيرومند ابراهيم عليه السلام در برابر بتپرستان
افق مغرب پنهان ساخت و صفحه آسمان را بار ديگر در تاريكى فرو برد، در اين هنگام ابراهيم عليه السلام كه در تلاش براى يافتن معبود و پروردگار حقيقى بود گفت:
«گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمايى نمى كرد، مسلّما از گروه گمراهان بودم»:
«فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنْ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ».
به اين ترتيب روشن ساخت كه براى رسيدن به حق تنها تلاش و كوشش انسان كافى نيست؛ بلكه بايد امدادهاى الهى نيز شامل حال او گردد، تا در صف گمراهان واقع نشود، و مسلّماً چنين امدادى شامل حال حقطلبان و خداجويان تلاشگر خواهد بود.
سرانجام شب به پايان رسيد، و پردههاى تاريك خود را جمع كرد، از صحنه آسمان گريخت، ناگهان خورشيد فروزان با چهره تابناك و پرفروغ خود، سر از افق مشرق برداشت، و اشعه طلايى خود را بر كوه و بيابان فرو ريخت.
«و هنگامى كه خورشيد را ديد (كه سينه افق را) مى شكافت، گفت: اين پروردگار من است اين (كه از همه) بزرگتر است؟!»: «فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ». [١]
ولى با پايان گرفتن روز، و افتادن خورشيد، در چاه تاريك شب و فرو بردن صورت خويش در نقاب مغرب، فرياد ابراهيم عليه السلام بلند شد و گفت: «اى قوم من! به يقين من از آنچه همتاى خدا قرار مى دهيد، بيزارم»: «فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِىءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ».
[١]. گرچه «شمس» مؤنث مجازى است و بايد «هذه» گفته شود ولى مىدانيم امر مذكر و مؤنث سهل است و در اينجا ممكن است «هذا» اشاره به «الموجود» يا «المشاهد» باشد.