پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - ٢ نفوذ بتپرستى در ميان اعراب
بيرون رود نظر به اينكه سخت به مكه علاقهمند بود چيزى از سنگهاى حرم را به عنوان احترام حرم با خود همراه مىبرد، و هرجا منزل مىكرد سنگ را مىگذاشت و گرد آن طواف مىنمود همچون طواف كردن بر گرد كعبه! و اين مسأله كمكم به بتپرستى انجاميد. [١]
در تفسير الميزان نيز آمده است كه بتپرستان معتقد بودند ما به خاطر آلودگىهاى بشريّت و مادّيت، و كثافات گناهان و خطاها، راهى به رب الارباب نداريم، چرا كه ساحت او پاك و مقدّس است و هيچ نسبتى ميان ما و او نيست، بنابراين بر ما لازم است كه به آنچه نزد او از همه چيز محبوبتر است تقرّب جوييم، و آن خدايانى است كه تدبير خلق به آنها واگذار شده است، و ما به وسيله اين بتها و مجسمهها به آنها تقرّب مىجوييم، تا شفيعان ما نزد خدا شوند، و خير و بركت را براى ما به ارمغان بياورند و شرّ و ضرر را دفع كنند، پس عبادت حقيقتاً نسبت به بتها انجام مىگرفت، ولى شفاعت مربوط به خدايان آنها بود و گاه به بتها نسبت داده مىشد. [٢]
به اين ترتيب بر پندارهاى غلط و خرافى خود لباس ظاهراً منطقى مىپوشانيدند، و گمراهىها در شكل هدايت نمايان مىگشت، و وسوسههاى شيطان جانشين منطق و برهان مىشد.
[١]. سيره ابن هشام، جلد ١، صفحه ٧٩.
[٢]. تفسير الميزان، جلد ١٠، صفحه ٢٧، ذيل آيه ١٨ سوره يونس.