پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦ - بتپرستى آئين نياكان ما است!
آيه دوم در زمره آيات مربوط به مبارزه ابراهيم عليه السلام با بتپرستان بابل است، ابراهيم با منطق محكم و رساى خود از آنها سؤال كرد: «اينها چيست كه شما مىپرستيد؟.
آنها در پاسخ «گفتند: بتهايى را مى پرستيم، و پيوسته ملازم عبادت آنهاييم»:
«قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَاماً فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ».
و با اين تعبير نه تنها به مسأله بتپرستى اعتراف كردند بلكه به آن افتخار و مباهات نمودند.
ابراهيم عليه السلام با يك سؤال پرمعنا راه را به روى آنها بست و فرمود: «گفت: آيا هنگامى كه آنها را مى خوانيد صداى شما رامى شنوند؟!- يا سود و زيانى به شما مى رسانند؟!»: «قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ- أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ».
يعنى اگر آنها سود و زيانى ندارند حداقل بايد نداى عابدان خود را بشنوند، وگرنه عبادت كردن آنها بىمعنا است.
آنها كه هرگز نمىتوانستند ادّعا كنند كه اين بتها سنگى و چوبى دعا و تضرّع ما را مىشنوند، و هيچ دليلى براى اثبات سود و زيان آنها نيز نداشتند تا عمل آنها را توجيه كند. ناچار دست به دامن نياكان زدند و به سوى تقليد كوركورانه روى آوردند «گفتند: ما پدران خود را يافتيم كه چنين مى كنند»: «قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ».
گرچه اين پاسخ جوابى شرمآور بود ولى آنها غير از اين چيزى نداشتند كه ارائه دهند.
در ادامه اين آيات ابراهيم عليه السلام آنها را با منطق محكم خود مىكوبد و مىگويد: