پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - ٢ گستردگى و كاربرد وسيع قانون علّيّت
است، از فلاسفه قديم يونان، مانند ارسطو كه در قرن چهارم قبل از ميلاد مىزيست گرفته، تا امروز روى آن تكيه مىكنند، و همانگونه كه قبلًا نيز اشاره كرديم، غالب دلايل توحيدى بدون استفاده از برهان علّيّت ناتمام است.
براى روشن شدن پايههاى اين استدلال، توجّه به امورى لازم است:
١. تعريف اصل علّيّت
علّيّت همان رابطه وجودى ميان دو چيز است، به طورى كه يكى وابسته به ديگرى باشد، و اگر كسى بگويد رابطه علّيّت، همان پى در پى آمدن دو حادثه نسبت به يكديگر است، مسلّماً تعريف ناقصى كرده، زيرا درست است كه هر معلولى بعد از علّت خود حادث مىشود، ولى اين مطلب براى توضيح مفهوم علّيّت كافى نيست، بلكه بايد اين موضوع ناشى از رابطه ميان آنها و وابستگى وجود دوم به وجود اوّل باشد.
٢. گستردگى و كاربرد وسيع قانون علّيّت
به گفته بعضى از محقّقان در ميان مسائل فلسفى قانون علّت و معلول از لحاظ سبقت و قدمت، اوّلين مسألهاى است كه فكر بشر را به خود مشغول ساخته، و او را به انديشه براى كشف معمّاى هستى وادار كرده است. براى انسانى كه داراى استعداد فكر كردن است مهمترين انگيزه تفكر همان درك قانون كلّى علّت و معلول است كه به او مىگويد هر حادثهاى علّتى دارد، و همين امر سبب مىشود كه مفهوم چرا؟ در ذهن انسان پيدا شود اگر ذهن انسان مفهوم كلّى علّت و معلول