پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥ - ٢ تاريخ اديان و خرافه واسطهها
اعتقاد به عقول مجرد فلكيه!! نيز از جهتى به مسأله ارباب انواع شباهت دارد.
توضيح اينكه جمعى از فلاسفه معتقد بودند چون خداوند از هر جهت بسيط است تنها يك مخلوق بيشتر ندارد، و آن مخلوق مجردى است كه نام آن را عقل اوّل مىنهادند، سپس معتقد بودند از عقل اوّل چون داراى وجود و ماهيتى است و دو جنبه در آن است عقل دوم و فلك اوّل آفريده شده، و به همين ترتيب قائل به آفرينش ده عقل و نه فلك بودند!
بعضى از آنها تعداد عقول را بىشمار از نظر عدد مىدانستند، و علاوه بر عقول طولى- عقول دهگانه كه هر كدام مخلوق ديگرى است- عقيده به عقول عرضى داشتند، و آنها را واسطه فيض صور نوعيه، و مرتبه اعلاى موجودات جسمى- مانند ارباب انواع و مثل افلاطونى- مىدانستند البتّه درباره هريك از اين مسائل بحثهاى فراوانى است كه چون از موضوع سخن ما خارج است از آن صرف نظر مىكنيم، آنچه براى ما در اينجا اهميت دارد اين است كه بدانيم قرآن مجيد در برابر تمام اين افكار قيام كرده، و از لابهلاى آن همه افكار شرك آلود و عجيب و غريب و مبانى و مكتبهاى مختلف فلسفى كه بوى شرك داشتند، چنان توحيد خالصى در مسأله خالقيّت و تدبير جهان و ربوبيّت عالم بيان كرد كه راستى يكى از معجزات قرآن محسوب مىشود.
قرآن خط سرخ بر تمام اين خدايان پندارى، و رب النوعهاى خيالى كشيد، و رب العالمين را فقط «اللَّه» معرّفى كرد، و همه چيز و همهكس را مخلوق و تحت تربيت و تدبير او شمرد، دل و جان انسانها را به نور وحدت صفا بخشيد، و تمام توجّه انسانها را از هر طرف به سوى آن واحد لايزال متوجّه ساخت.