پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٧ - ١ نخستين گام به سوى شرك در خالقيّت
توضيحات:
١. نخستين گام به سوى شرك در خالقيّت
شايد پيروان زردشت نخستين كسانى نباشند كه در مسأله خالقيّت همتايى براى خدا قرار دادند ولى لااقل از همه مشهورتراند!
آنها موجودات جهان را به دو گروه خوب و بد (خير و شر) تقسيم كرده، و براى هر گروه خالقى قائل شدهاند: يزدان و اهريمن يا نور و ظلمت دليلشان اين است كه مخلوق خداوند سنخيّت با خود او دارد، بنابراين خداى «خير» نمىتواند با خداى «شرّ» يكى باشد، خداى خير، خير است و آفريدگار شر، شر. [١]
البتّه اگر موجودات جهان داراى چنين گروهبندى بودند، ممكن بود اين استدلال صحيح به نظر برسد، امّا حقيقت اين است كه در جهان هستى چيزى جز «خير» وجود ندارد، و آنچه شر ناميده مىشود يا عدمى است، يا جنبه نسبى دارد، مثلًا مىگوييم فقر شر است در حالى كه فقر چيزى جز نداشتن مايحتاج زندگى نمىباشد، و نداشتن يك امر عدمى است، و عدم، چيزى نيست كه آفريدگارى داشته باشد.
يا اينكه مىگوييم نيش زنبور عسل و چنگال درندگان شر است، در حالى كه ما خودمان را محور قرار مىدهيم و چنين قضاوتى مىكنيم، امّا اگر زنبور را در نظر بگيريم مىبينيم نيش براى او يك وسيله دفاعى است، تا مهاجمان را از خود دور كند، و دندان و چنگال درندگان وسيله صيد و تغذيه است و براى آنها جنبه
[١]. بعضى اين عقيده را مربوط به مزدك و پيروان او مىدانند، و زردشت را موحّد شمردهاند.