پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١ - ٣ توحيد شركآلود وهابيان
يكى است و آن خدا است، و بقيه عالم هستى كه همه ممكاناتاند وابسته به وجود او هستند، همگى پرتوهاى آفتاب وجود او مىباشند و از خود هيچگونه استقلالى ندارند، همانگونه كه در آغاز پيدايش به او نيازمند بودند، در بقا نيز همچنان نيازمند و وابسته به او هستند.
بنابراين هر موجودى هرچه دارد از او دارد، و تأثير اسباب از او است كه مسبّب الاسباب است، و معناى جمله «لا مُؤَثِّرَ فى الْوُجُودِ الَّا اللَّه» نيز همين است، نه اينكه اسباب را از سبب بودن بيندازيم و يا استقلالى براى آنها قائل باشيم كه هر دو غلط و نادرست، و از حقيقت توحيد به دور است.
بنابراين اگر پيامبر صلى الله عليه و آله شفاعتى دارد به اذن او است چنانكه قرآن مىفرمايد:
«مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ». [١]
و اگر حضرت مسيح عليه السلام مردگان را زنده مىكند و يا كور مادرزاد و همچنين مبتلاى به بيمارى غير قابل علاج را شفا مىدهد آن هم نيز به اذن فرمان خدا است: «وَأُبْرِءُ الْأَكْمَهَ وَمالْأَبْرَصَ وَأُحْىِ الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ»: «و به اذن خدا، كور مادر زاد و مبتلا به بيمارى پيسى را بهبودى مى بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده مى كنم». [٢]
يا اگر آصف بن برخيا وزير سليمان كه قرآن از او به عنوان «الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنْ الْكِتَابِ»: « (امّا) كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت» توانايى دارد كه تخت ملكه سبأ را در يك چشم بر هم زدن- طبق تصريح قرآن- از سرزمين سبأ
[١]. سوره يونس، آيه ٣.
[٢]. سوره آل عمران، آيه ٤٩.