پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - ٣ سرچشمه شناخت قانون علّيّت
را نمىدانست و قانون علّيّت را نپذيرفته بود هرگز مفهوم چرا در ذهن او پيدا نمىشد. [١]
اصولًا همين چراها است كه سرچشمه پيدايش تمام علوم و دانشهاى بشرى شده، و انسان را به بررسى ريشهها و نتيجههاى موجودات اين جهان و حوادث مختلف آن واداشته است.
به تعبير ديگر: تمام علوم بشرى بازتابى از قانون علّيّت است، و اگر اين قانون از او گرفته شود اين علوم محتواى خود را به كلّى از دست خواهد داد.
همچنين اگر قانون علّيّت از دست رود، فلسفه نيز با شاخ و برگهايش مختل خواهد شد، به اين ترتيب علوم و دانشها و فلسفه متّكى به اين قانون است.
٣. سرچشمه شناخت قانون علّيّت
انسان از كجا به قانون علّيّت پى برد؟
مسلّماً براى پيدا كردن پاسخ اين سؤال بايد به عقب برگرديم، و حالات خود را در كودكى از نخستين زمانى كه عقل و تميز در ما پيدا شد بررسى كنيم، كودك به آتش دست مىزند، احساس سوزش مىكند، بار ديگر اين كار را تكرار مىكند، همان احساس براى او پيدا مىشود، كم كم يقين پيدا مىكند كه رابطهاى در ميان اين دو- دست زدن به آتش و احساس درد و سوزش- وجود دارد، همچنين هنگامى كه تشنه مىشود و آب مىنوشد، احساس آرامش و برطرف شدن تشنگى مىكند، اين كار آنقدر تكرار مىشود كه يقين پيدا مىكند كه
[١]. اقتباس و تلخيص از اصول فلسفه، جلد ٣، صفحه ١٧٥ (پاورقى).