پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢ - ٣ توحيد شركآلود وهابيان
نزد سليمان عليه السلام در شام حاضر كند، آن هم به گفته خودش «مِنْ فَضْلِ رَبِّى»: «از فضل پروردگار من است» [١] بوده است.
امّا وهّابيان بيگانه از قرآن، گرفتار اين اشتباه شدهاند كه اگر اين اعمال از اين مردان بزرگ سر مىزند به صورت تأثير مستقل است، و لذا براى حل مشكل به انكار بعضى از ضروريات دين، مانند مسأله شفاعت پناه بردهاند.
به اين ترتيب آنها به گمان محكم ساختن پايههاى توحيد، هم در درّه شرك سقوط كردهاند و هم در درّه انكار ضروريات دين و قرآن.
مرحوم علّامه شهيد مطهرى سخن لطيفى در اين باره دارد كه خلاصه آن را در اينجا مىآوريم: او تحت عنوان مرز توحيد و شرك چنين مىگويد:
١. اعتقاد به موجودى غير از خدا شرك ذاتى نيست، آنچنان كه طرفداران نوعى، وحدت وجود قائلاند، زيرا اين موجودات، مخلوق او و وابسته به او هستند نه همطراز او.
٢. اعتقاد به تأثير مخلوقات، شرك در خالقيّت محسوب نمىشود- چنانكه اشاعره و جبريون قائلاند- زيرا همانگونه كه مخلوقات، استقلال ذاتى ندارد در تأثيرات خود نيز مستقل نيستند، بلكه وابسته به او مىباشند.
٣. اگر براى مخلوقات تأثير مستقل قائل شويم و بگوييم عالم خلقت در برابر خداوند همچون ماشين و يا ساعتى است كه صنعتگر مىسازد كه در آغاز پيدايش نيازمند به او است و امّا بعد از تكميل ساختمان نيازى به او ندارد، و كار مىكند هرچند سازنده آن از دنيا رفته باشد، اين همان اعتقاد به تفويض و نوعى
[١]. سوره نمل، آيه ٤٠.