پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨ - همه نيازمند اويند
خود را در معرض تابش نور آفتاب قرار دادهاند، بىآنكه آفتاب عالمتاب نيازى به آنها داشته باشد.
درك اين حقيقت به انسانها درس توحيد و يكتاپرستى مىدهد كه جز بر آستان او سر ننهند، و در مقابل غير او سر تعظيم و تسليم فرود نياورند
دست حاجت چه برند سوى او كه:
غنى است و كريم است و رحيم است و دود
توجّه به اين حقيقت اثر عميقى در تربيت انسان دارد، از يكسو او را ازمركب غرور و خودپرستى پياده مىكند، از سوى ديگر او را از رنگ همه تعلّقات آزاد مىسازد، و از غير او بىنياز مىكند، و با اين ديد و درك هرگز در عالم اسباب گم نمىشود، و پيوسته چشم به درگاه مسبّب الاسباب دوخته است.
در اينجا توجّه به دو مطلب لازم است: نخست اينكه در اينجا خداوند بعد از توصيف به غنى توصيف به حميد شده است، همانگونه كه اشاره كرديم اين تعبير در ده آيه از قرآن مجيد تكرار شده كه نشانه وجود نكته مهمّى در آن است، اين نكته ممكن است آن باشد كه بسيارى از اغنياء داراى صفات مذموم، مانند كبر و غرور و حرص و بخلاند، گاهى اگر برادرشان يك گوسفند داشته باشد و آنها نود و نه گوسفند، اصرار دارند همان را نيز از او بگيرند، تا آنجا كه عنوان غنى در بسيارى از اذهان مسأله ظلم و كبر و بخل را تداعى مىكند، ولى خداوند در عين غنا رحيم و مهربان و بخشنده و بخشايشگر است، و به همين دليل شايسته هرگونه مدح و ستايش مىباشد، آرى تنها غنى خالى از هر عيب و نقص و آراسته به فضل و لطف و رحمت ذات پاك او است.