پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - ٢ برهان غنا و فقر در روايات اسلامى
و در حديث معروفى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «الْفَقْرُ فَخْرِىْ وَ بِهِ افْتَخِرُ»:
«فقر افتخار من است و به آن مباهات مىكنم». [١]
يكى از تفسيرهاى مشهور اين روايت همان احساس فقر ذاتى نسبت به خداوند است كه مايه افتخار است، نه فقر به معناى تنگدستى و نياز به مخلوق، كه روايات در مذمت آن وارد شده است مانند حديث معروف: «كادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُوْنَ كُفْراً؛ نزديك است كه فقر سر از كفر بيرون آورد!». [٢]
و لذا در حديث ديگرى از آن حضرت مىخوانيم: كه عرضه مىدارد: «اللَّهُمَّ اغْنِنى بِالْافْتِقارِ الَيْكَ وَ لا تُفْقِرْنِى بِالْاسْتِغْناءِ عَنْكَ؛ خداوندا مرا با نياز به خودت بى نياز كن، و با احساس بى نيازى از تو نيازمند مگردان». [٣]
|
هرچه جز عشق حقيقى شد، و بال |
هرچه جز معشوق باقى شد، خيال! |
|
|
هست در وصلت غنا اندر غنا |
هست در هجرت غم و فقر و عنا! |