پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - ٢ توضيح برهان صدّيقين
ذات پاك او و شواهدى بر صفات او است، لكن آنچه به آن اشاره كرديم، محكمتر و والاتر است، و در قرآن مجيد، به راههاى ديگر به اين تعبير اشاره شده: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِى الْآفَاقِ وَفِى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ».
و به آنچه ما گفتيم، به اين جمله اشاره شده است: «أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ شَهِيدٌ».
سپس مىافزايد: اين به خاطر آن است كه علماى ربّانى به خود وجود مىنگرند، و آن را مورد تحقيق و بررسى قرار مىدهند، و آن را اصل همه چيز مىدانند، و با بررسى وجود مىدانند، وجود در حقيقت واجب الوجود است، و امكان و نياز و معلول بودن و غير اينها كه دامان وجود را مىگيرد به خاطر اصل وجود نيست، بلكه بخاطر نقائصى است كه خارج از آن مىباشد». [١]
كوتاه سخن اينكه وقتى وجود حقيقى را در نظر بگيريم، مىبينيم هرگز با عدم جمع نمىشود، و نيستى را به خود راه نمىدهد، چرا كه وجود و عدم نقطه مقابل يكديگراند، همانگونه كه اگر عدم را در نظر بگيريم مىبينيم وجود را از خود مىراند، بنابراين حقيقت وجود، واجب الوجود است و عدم ممتنع الوجود.
تنها اشكال مهمّى كه در اينجا به ذهن بسيارى مىرسد و صدرالمتألّهين نيز در اسفار در فكر پاسخ آن بوده اين است كه مطابق اين استدلال بايد هر موجودى، واجب الوجود باشد، زيرا اين استدلال در مورد همه آنها جارى است، در حالى كه مىدانيم ممكنات، حاداثند و هرگز ازلى و ابدى و واجب الوجود نيستند.
در پاسخ بايد به اين نكته توجّه داشت كه وجودات امكانيه وجود اصيل
[١]. اسفار، جلد ٨، صفحه ١٣ و ١٤ (با كمى تلخيص).