پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - ٢ توضيح برهان صدّيقين
متّكى به مسأله دور و تسلسل نيست چنين است:
حقيقت وجود همان عينيّت در خارج است، و به تعبير ديگر همان واقعيت است، و عدم براى آن ممكن نيست، زيرا هيچ چيزى ضد خود را نمىپذيرد، و چون عدم ضد وجود است پس حقيقت وجود پذيراى عدم و از اينجا نتيجه مىگيريم كه وجود ذاتاً واجب الوجود است، يعنى ازلى و ابدى است و به تعبير ديگر مطالعه حقيقت وجود ما را به اينجا رهنمون مىشود كه هرگز دست عدم به دامانش نمىرسد، و چيزى كه دست عدم به دامانش نمىرسد واجب الوجود است. (دقّت كنيد) [١]
امّا تعبير صدالمتألّهين كه از پيشگامان اين استدلال است چنين است:
بدان راههاى به سوى خدا بسيار است، چرا كه او فضائل و جهات مختلفى دارد و هركس از راهى به او مىرسد «وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها». [٢] ولى بعضى مطمئنتر و اشرف و نورانىتر از بعضى است، و محكمترين استدلال و برترين آنها استدلالى است كه واسطه در برهان غير ذات او نباشد، يعنى راه به سوى مقصود، عين مقصود است، و اين راه صدّيقين است كه از طريق خود خداوند متعال به او مىرسند، سپس از ذاتش به صفاتش، و از صفاتش بر افعالش، استدلال مىكنند، و امّا غير اين گروه مانند علماى عقائد و دانشمندان آگاه از رموز طبيعت براى رسيدن به معرفت او و صفاتش از امور ديگرى بهره مىگيرند، مانند مسأله حدوث موجودات، و حركت اجسام و غير آن، البتّه آنها نيز دلايلى براى
[١]. اين بيان شبيه چيزى است كه در حاشيه اسفار از محقّق سبزوارى آمده است (جلد ٨، صفحه ١٤ طبع بيروت).
[٢]. سوره بقره، آيه ١٤٨.