پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٧ - شرح مفردات
حكومت، مالكيّت، مصاحبت، سيادت، اجتماع، تعليم، تغذيه همراه است به هريك از اين معانى نيز اطلاق شده است.
و به همين دليل در كتب لغت معانى متعدّدى براى آن ذكر كردهاند، مثلًا در لسان العرب آمده است كه «ربّ» علاوه بر اينكه بر ذات پاك خداوند اطلاق مىشود به معناى مالك و آقا، و مدبّر، مربّى، قيّم، منعم، نيز آمده است.
جان سخن اينكه: اين واژه در اصل به همان معناى پرورش و تربيت و سوق به كمال است و سپس به معانى ملازم آن نيز اطلاق شده است و لذا در ترجمه فارسى آن واژه پروردگار به كار مىرود كه همين مفاهيم را در بردارد. [١]
ولى به طورى كه از گفتار علماى لغت استفاده مىشود اين واژه هنگامى كه به طور مطلق به كار رود تنها بر خداوند اطلاق مىشود چرا كه او مالك حقيقى و مربّى و مصلح همه چيز است و هنگامى كه به غير خدا گفته شود، حتماً به صورت مضاف خواهد بود مانند «ربّ الدّار» (مالك خانه) «ربّ الابل» (مالك اشتر) و «ربّ الصّبى» (مربّى كودك). [٢]
اين واژه هنگامى كه در مورد خداوند به كار برود ممكن است اشاره به جنبههاى مختلف ربوبيّت او باشد يعنى مالكيّت و تدبير و اصلاح و تربيت و قيّومت و انعام. (دقّت كنيد).
«تَدْبير» در اصل از مادّه «دَبْر» (بر وزن ابر) به معناى پشت سرچيزى آمدن
[١]. بايد توجّه داشت كه «رب» از مادّه «رَبَبَ» است در حالى كه «تربيت» از مادّه «رَبَوَ» است و از تفسيرهايى كه براى كلمه رب در كتب لغت آمده چنين استفاده مىشود كه واژه «ربو» و «ربب» از نظر معنا با يكديگر شباهت نزديك دارد، مرحوم طبرسى در مجمع البيان اين دو واژه را به يك معنا آورده است (جلد ١، صفحه ٢٢).
[٢]. به لسان العرب، مفردات راغب و قاموس اللغه مادّه «رب» مراجعه شود.