پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤ - شرح مفردات
تفسير و جمعبندى
آفرينش ثابت و پايدار
نخستين آيه كه با صراحت دين را يك مسأله فطرى مىشمرد، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مىفرمايد: «پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن»: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً». [١]
سپس در مقام تعليل، و يا تشويق نسبت به اين موضوع، مىفرمايد: «اين سرشت الهى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده»: «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا». [٢]
از آنجا كه هماهنگى تشريع و تكوين از مسلّمات است، چرا كه نمىشود چيزى در آفرينش انسان به صورت يك امر اصيل وجود داشته باشد، و كردار و رفتارش را با آن هماهنگ نسازد، اين تعبير مىتواند دليلى بر وجوب پيروى از اصل توحيد و طرد هرگونه شرك باشد.
سپس براى تأكيد بيشتر مىافزايد: «دگرگونى در آفرينش الهى نيست»: «لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ».
يعنى چيزى كه در اعماق وجود انسان ريشه دوانده، همواره به صورت يك اصل ثابت باقى و برقرار خواهد بود، و چنانكه در توضيحات خواهيم دانست اين جملهاى است پرمعنى واعجازآميز، چرا كه مطالعات دانشمندان امروز نشان
[١]. «حنيف» از مادّه «حنف» به معناى هرگونه تمايل، يا انحراف است و به معناى تمايل از گمراهى به راستى، و از باطل به سوى حق آمده، و تعبير به وجه در اينجا كنايه از ذات است، زيرا صورت مهمترين عضو بدن و در برگيرنده حواس مهمّى مانند بينايى، شنوايى، بويايى وچشايى است.
[٢]. در اينكه «فطرة اللَّه» چرا منصوب است، وجوه زيادى گفتهاند، از جمله اينكه در تقدير «اتبع» يا «الزم» مىباشد.