پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧ - ١ پيروى از اوهام
اشاره
با اينكه فطرت انسان- همانگونه كه در آغاز بحث توحيد گفتيم- بر توحيد و يگانگى است و دلايل روشن عقلى و نقلى نيز پشتوانه اين فطرت است، جاى اين سؤال باقى مىماند كه از چه رو هميشه شرك، اين خار مزاحم راه خداشناسى در سرزمين انسانيّت روئيده و رشد كرده است؟ و اين انحراف بزرگ، با بزرگترين انحراف فكرى بشر، از كجا مايه مىگيرد؟!
مطالعه تاريخ انبيا و اقوام مختلف بشر، و ادّعاهايى كه بتپرستان در طول تاريخ براى توجيه كار خود داشتهاند، مىتواند پرده از روى اين مطلب بردارد، و سرچشمههاى اصلى شرك را نشان دهد، و مسلّماً شناخت اين سرچشمهها كمك مؤثّرى است به مبارزه با اين آفت بزرگ مىكند، زيرا هميشه شناخت علل دردها، راه را براى درمانها روشن مىسازد.
١. «وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ لَابُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَايُفْلِحُ الْكَافِرُونَ». [١]
٢. «مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ الْحُكْمُ إِلَّا للَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ
[١]. سوره مؤمنون، آيه ١١٧.