پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - شرح مفردات
يكى از معانى مهمّ اين واژه همان آفرينش و خلقت است، به همين جهت معناى ابداع واختراع را نيز مىدهد.
واژه افطار در مورد شكستن روزه نيز به همين جهت گفته مىشود كه با خوردن غذا و مانند آن روزه كه يك امر مستمر و متّصل است، شكافته مىشود.
اين واژه در مورد روئيدن گياهان نيز به كار مىرود، زيرا زمين شكافته مىشود و گياهان از آن سر بر مىآورند و همچنين در مورد دوشيدن شير با دو انگشت گويى پستان مىشكافد و شير از آن خارج مىشود.
از ابنعباس نقل شده كه مىگويد: من معنى «فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ» را به درستى نمىدانستم، تا اينكه دو مرد عرب بيابانى كه با هم بر سر چاهى نزاع داشتند نزد من آمدند يكى از آنها براى اثبات مالكيّت خود گفت: «انَا فَطَرْتُها»:
«يعنى من آن را حفر كردهام» (از اينجا فهميدم كه فطرت به معناى ايجاد و آغاز كردن چيزى است).
به دانههايى كه براى نخستين بار در صورت پسران و دختران جوان ظاهر مىشود تقاطير يا نفاطير گفته مىشود. [١]
اگر مىبينيم بعضى از ارباب لغت فطرت را به معانى دين و آئين تفسير كردهاند به خاطر آن است كه از نخست در آفرينش انسان وجود داشته است چنان كه در بحثهاى آينده خواهد آمد.
[١]. لسان العرب، مفردات راغب، نهايه ابن اثير و مجمع البحرين.