پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - احاطه وجودى خداوند
كافران كفار لجوج عصر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است كه هم يگانگى خدا را انكار مىكردند، و هم نبوّت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و هم معاد را، و بعيد نيست كه آيه همه اينها را شامل شود، زيرا قوم فرعون و ثمود كه قبلًا ذكر شدهاند نيز چنين بودهاند، و تعبير به «تكذيب» به صورت «نكره» كه در اينگونه موارد دلالت بر اهميت و عظمت مىكند گواه ديگرى بر اين معنا است.
سپس چنين مىفرمايد: «و خداوند به همه آنها احاطه دارد»: «وَاللَّهُ مِنْ وَرَائِهِمْ مُحِيطٌ».
تعبير به «ورائهم» (پشت سر آنها) اشاره به اين است كه آنها از هر سو و از هر طرف محاطند، و خداوند از هر سو و هر طرف محيط است.
در اينكه منظور از اين «احاطه الهى» چيست؟ در ميان مفسّران گفتگو است، بعضى احتمال دادهاند كه منظور احاطه علمى خداوند بر اعمال آنهاست، و بعضى احاطه او را از نظر قدرت، ذكر كردهاند كه همه در قبضه قدرت اويند، و هرگز توانايى بر فرار از مجازات او ندارند، و بعضى نيز احاطه علمى و قدرتى را، هر دو ذكر كردهاند.
ولى آيه مفهومى وسيعتر و گستردهتر از اينها دارد كه احاطه وجودى خداوند را نيز شامل مىشود، آرى او قبل از هر چيز احاطه وجودى نسبت به همه ممكنات و كائنات دارد، البتّه اين احاطه به معناى احاطه ظرف و مظروف (مانند احاطه ديوار نسبت به خانه) نيست و نه از قبيل احاطه كل و جزء، بلكه احاطه در اينجا همان احاطه قيّوميت است، يعنى او وجودى است مستقل و قائم بالذّات و باقى موجودات همه وابسته به او و قائم به اويند.