پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠ - ٢ گام ديگر در طريق شرك
نيز انسان را در اعمال خود كاملًا مستقل مىدانند، و به اين ترتيب انسان را خالق كوچك، و خدا را خالق بزرگ مىپندارند.
بدون شك هر دو گروه در اشتباهاند، و هر دو گرفتار نوعى از شرك: يكى شرك جلى و آشكار و ديگرى شرك خفى، قائلين به تفويض گرفتار شرك جلى هستند، چرا كه براى انسان در افعال خود استقلال قائلاند، و يا معتقداند خداوند آفرينش آسمان و زمين را به اوليائش واگذارده، و خود به كنار رفته است! و اين چيزى است كه مخالف صريح آيات قرآن است كه خالق همه چيز و ربّ و مدبّر همه را خدا مىشمرد، و تعجّب است كسى با قرآن سر و كار داشته باشد و سراغ چنين بحثهاى انحرافى رود.
گروه اشاعره نيز گرفتار نوع ديگرى انحراف و شركاند، چرا كه اوّلًا انكار اصل علّيّت در جهان خلقت بر خلاف وجدان و حسّ است، و ثانياً اگر اعتراف به اصل علّيّت شرك است اعتقاد به اصل وجود انسان نيز بايد شرك باشد.
انسان در انجام افعال خود، مختار و آزاد است، ولى نبايد فراموش كرد، كه تمام قدرت و نيرو و حتّى آزادى اراده او از سوى خدا است، او است كه همه اين نيروها را به انسان داده و او است كه مىخواهد انسان آزاد باشد، و به اين ترتيب اعمال انسان در عين اينكه مستند به خود او است مستند به خدا نيز مىباشد و از دائره خلقت او خارج نيست، همانگونه كه اعتقاد به اصل وجود انسان چون وجودى است وابسته موجب شرك نمىشود. توجّه به مثال زير مىتواند اين حقيقت را روشن سازد، بسيارى از قطارها با نيروى برق كار مىكنند، برقى كه از يك شبكه سراسرى در امتداد خط كشيده شده، و قطار از طريق حلقهاى با آن در