پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١ - منطق نيرومند ابراهيم عليه السلام در برابر بتپرستان
پاسخ اين سؤال را از دو راه مىتوان داد:
نخست اينكه: به قرينه ذيل آيات كه مىفرمايد: «يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِىءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ»: «اى قوم من! به يقين من از آنچه همتاى خدا قرار مى دهيد، بيزارم». [١] در مقام بحث و گفتگو و مجادله با مشركان بوده، و مىدانيم در شهر بابل ستارهپرستان و ماهپرستان و خورشيدپرستانى بودهاند.
يك معلّم هوشيار، و مباحثه كننده ماهر، هنگامى كه در مقابل مخالفان متعصّب و لجوج قرار مىگيرد، فوراً به مخالفت با عقيده آنها بر نمىخيزد، بلكه موقّتاً با آنها مماشات و همراهى مىكند، و به اصطلاح كمى با موج حركت مىكند تا بر موج سوار شود!
به اين ترتيب نخست ابراهيم عليه السلام ظاهراً با آنها هم صدا مىشود، تا سستى اعتقاد و منطقشان را به هنگام افول اين كواكب آسمانى، به آنها نشان دهد، و اين طرز بحث بسيار مؤثّر و نافذ و دلپذير است، و به هيچوجه با مقام توحيد و معرفت ابراهيم عليه السلام مخالف نيست.
در روايتى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام در پاسخ سؤال مأمون كه اين آيات را مخالف عصمت انبياء عليهم السلام مىپنداشت آمده است كه فرمود: «ابراهيم عليه السلام با سه گروه از مشركان روبهرو شد، گروهى زهره را مىپرستيدند و گروهى ماه و گروهى آفتاب را و او اين سخنان را به عنوان استفهام و استخبار مطرح كرد». [٢]
تفسير ديگر اينكه ابراهيم عليه السلام اين سخنان را به صورت بيان يك فرض مطرح
[١]. سوره انعام، آيه ٧٨.
[٢]. عيون اخبارالرضا عليه السلام با تلخيص (طبق نقل تفسير الميزان، جلد ٧، صفحه ٢١٤).