پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - ٤ فطرت در روايات اسلامى
آنجا خبرى از عمران و آبادى و علم و صنعت و سياست و دولت نيست، امّا جايى كه خدا نباشد نمىتوانيد پيدا كنيد!. [١]
ساموئيل كنيگ در كتاب جامعهشناسى خود مىگويد: تمام جوامع بشرى داراى نوعى مذهب بودند، گرچه نژادشناسان و جهان گردان و مبلغان نخستين (مسيحى) از طوائفى نام بردهاند كه آئين و مذهبى نداشتند، ولى بعد معلوم شد كه گزارشهاى آنها مبنايى ندارد، و قضاوت آنها تنها ناشى از اين بوده كه گمان بردهاند مذهب اين طوائف بايد شبيه مذهب ما باشد. [٢]
* اين بحث را با سخنى از ويل دورانت مورخ معروف معاصر پايان مىدهيم، او مىگويد:
اگر ما براى مذاهب ريشههايى در دوران پيش از تاريخ تصوّر نكنيم هرگز نمىتوانيم آنها را در دوران تاريخ آنچنانكه هست بشناسيم». [٣]
٤. فطرت در روايات اسلامى
مسأله فطرى بودن يكتاپرستى به طور خاص، يا دين و مذهب به طور عام، بازتاب گستردهاى در روايات اسلامى دارد، منتها لحن اين روايات متفاوت است:
در بعضى مسأله توحيد و يكتاپرستى به عنوان يك امر فطرى معرّفى شده
[١]. مقدّمه نيايش، صفحه ٣١.
[٢]. جامعهشناسى ساموئيل كنيگ، صفحه ١٩١.
[٣]. تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد ١، صفحه ٨٨.