پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - ٤ فطرت در روايات اسلامى
احاديث بسيار مشهور است.
شبيه همين معنا در روايات ديگرى كه در آن روى مسأله توحيد و نبوّت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ولايت على عليه السلام تكيه شده است ديده مىشود. [١]
و بالاخره در بعضى از روايات تنها روى مسأله ولايت تكيه شده، چنانكه در حديثى از ابوبصير از امام باقر عليه السلام مىخوانيم كه در تفسير آيه مورد بحث فرمود:
«منظور ولايت است»؛ (قالَ: الْوَلايَةُ). [٢]
روشن است كه هيچگونه تضادى در ميان اين تفسيرها نيست، در واقع همه اصول دين به طور فشرده در سرشت انسانها قرار گرفته، منتها در بعضى از اين روايات اشاره به كل آن شده است و در بعضى اشاره به بخشى از آن.
در حقيقت فطرت توحيد نمىتواند از بقيه اصول اعتقادى جدا باشد، چرا كه چنين خداوند حكيمى بندگان را عبث نيافريده، مسلّماً تكاليف و برنامههايى براى تكامل آنها قرار داده كه بايد به وسيله رسولانش ابلاغ گردد، و به وسيله جانشينان آن رسول حفظ شود، و از طريق ولايت و تأسيس حكومت الهى اجرا گردد، و نتائج آن در جهان ديگر ظاهر شود.
كوتاه سخن اينكه در زمينه فطرى بودن توحيد و آئين اسلام، روايات فراوانى داريم كه براى اطلاع بيشتر از آنها مىتوانيد به كتب زير مراجعه فرماييد.
تفسير برهان، جلد ٢، از صفحه ٤٦ به بعد.
مرآة العقول، جلد ٧، صفحه ٥٤ به بعد.
[١]. بحارالانوار، جلد ٣، صفحه ٢٧٧ و ٢٧٨ و ٢٨٠، حديث ٣ و ٩ و ١٨.
[٢]. همان مدرك، حديث ٢.