سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩١ - ٣ توهم بخشش همه گناهان بهوسيله شفاعت
وَلَکنِّي وَاللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلَيْکمْ فِي الْبَرْزَخِ؛[١] «سخن تو را تصديق ميکنم، به خدا قسم همه آنها وارد بهشت ميشوند. راوي ميگويد که به آن حضرت گفتم: جانم فداي شما باد، گناهان فراوان و بس بزرگ هستند [چگونه کساني که آن گناهان را مرتکب شدهاند وارد بهشت ميشوند؟] حضرت فرمود: اما در قيامت همه شما با شفاعت پيامبري که مورد اطاعت قرار ميگيرد و يا جانشين او وارد بهشت ميشويد ولکن به خدا قسم من بر شما از عالم برزخ ميترسم [که شما را گريزي از کيفر گناهان نيست و در آن عالم مشمول شفاعت قرار نميگيريد]».
بر اين اساس، اگر گنهکار در قيامت مشمول شفاعت شود، در عالم برزخ که بسيار طولاني است مشمول عذاب و کيفر اعمال ناپسند خود ميگردد و اگر او در دنيا توبه نکند، لااقل در عالم برزخ گريزي از عذاب الاهي ندارد. بههرروي آثار گناهان بهراحتي محو نميشوند و نبايد با تصور و تخيلات سادهلوحانه، احکام دين را سبک و بيپايه و دستورات الاهي را غيرجدي جلوه دهيم. مگر عالم و تعاليم الاهي گزاف است که هزاران گناه و جنايت با چند قطره اشک بخشيده شود و مگر هر اشک چشمي فايده دارد؟ آيا عمر سعد ملعون که، در روز عاشورا، در برابر انبوه جنايتهايي که خود و يارانش بر سيدالشهدا(عليه السلام) وارد کردند گريست، مشمول عفو قرار ميگيرد؟[٢]
همچنين نقل شده که بعد از شهادت امير مؤمنان(عليه السلام) معاويه بر آن حضرت گريست!
[١] کليني، اصول کافي، ج٣، ص٢٤٢، ح٣. [٢] حميدبنمسلم نقل ميکند که وقتي سيدالشهدا? بر روي زمين افتاده بود و بر اثر انبوه جراحات توان حرکت نداشت و عدهاي از سپاه عمر سعد، از جمله شمر ملعون با هر وسيلهاي که در اختيار داشتند به بدن مجروح آن حضرت حمله ميکردند و سنانبنانس ملعون نيزه در سينه آن حضرت و سپس در گلوي آن حضرت فرو برد و شمر نزديک شد تا سر از بدن آن حضرت جدا کند، زينب سراسيمه بهسوي قتلگاه آمد و فرمود: اي کاش آسمان به زمين فرو ميافتاد، اي عمر سعد، آيا اباعبدالله? کشته ميشود و تو [ايستادهاي و] به او مينگري؟ ناگاه اشک چشم عمر سعد بر روي صورتش جاري شد و او صورتش را از زينب برگرداند (محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٤٥، باب٣٧، ص٥٥).