سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٠ - عنايت ويژه الهي به بندگان مؤمن
در آيه ديگر، درباره بندگان برگزيده و رهيافته به رضاي خويش ميفرمايد:
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه * ارْجِعِي إِلَى رَبِّک رَاضِيَه مَّرْضِيَّه * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي؛[١] «اي جان آرام [آرامش و اطمينانيافته]، بهسوي پروردگارت بازگرد، درحاليکه تو از او خشنودي و او از تو خشنود است. پس در ميان بندگان [ويژه] من درآي، و در بهشت [ويژه] داخل شو».
توجه به ارتباط متقابل بين بنده با خدا تأثير شگرفي بر او ميگذارد و انگيزه و آمادگي او را براي مناجات، گفتوگوي و ياد خدا استحکام و گسترش ميبخشد. طبيعي است که وقتي بنده باور داشته باشد که خداوند به ياد اوست، بيشتر براي اصلاح رفتار و باورهاي خود و گسترش و عمق بخشيدن به ياد و توجهاش به خداوند تلاش ميکند.
در جملات اِلهى بِذَيْلِ کرَمِک اَعْلَقْتُ يَدى، وَلِنَيْلِ عَطاياک بَسَطْتُ اَمَلى استعاره تخيلي به کار رفته است؛ يعني انسان پيش خود فرض ميکند که خداوند پردهاي از رحمت و کرم خود را از آسمان بهسوي زمين آويخته است و بنده محتاج به رحمت و کرم الاهي گوشه آن پرده را ميگيرد و با التماس و زاري از خداوند درخواست رحمت و بخشش ميکند. براي کساني که به مکه مشرف ميشوند، با مشاهده پرده کعبه چنين احساسي رخ ميدهد و براي برخوردار شدن از لطف و عنايت الاهي به پرده کعبه چنگ ميزنند و ميگويند: «خدايا، دستم را به پرده کرم تو آويختم و درخواست ميکنم که مرا از لطف و کرم خود محروم نسازي». همچنين با اين تصور که عطايا و بخششهاي الاهي در حال ريزش است، دست نياز و دامن آرزو و اميد خود را ميگشايند تا در حد ظرفيت و لياقت خود از عطايا و بخششهاي الاهي بهرهمند گردند.
[١] فجر (٨٩)، ٢٧ـ٣٠.